تند رفتن عادت مىكنند كه براى دنبال كردنشان بايد چهار نعل راند . به اسبها نيز مىآموزند كه در اثناى تاخت كردن در دم بايستند .
ايرانيان شيوهء تربيت كردن اسب را نيكو مىدانند ، و مهترانى هستند كه در اين كار تخصص كامل دارند . دربارهء طرز تغذيه و تعليف اسبان در مجلّد اوّل بهقدر كافى سخن گفتهام ، و اكنون بر آنچه قبلا آوردهام مىافزايم : سطح اصطبل اسبان را با تخته پهن خودشان كه دو تا سه شست ضخامت دارد مىپوشانند . مهتر فضولات اسب را بامدادان جمع ، و در محلّى كه آفتاب بتابد پهن مىكند تا كاملا خشك شود . سپس آنها را اندكى خرد مىكند ، و دگربار در سطح اصطبل مىگسترد . چون پهن در تمام مدت روز در معرض تابش نور و حرارت خورشيد قرار گرفته و خشك شده ، بوى بد نمىدهد . بدينسان اصطبل هرگز بدبو نيست . مهتران كهنهكار براى جلوگيرى از بدبو شدن اصطبل تدبير و شيوهء ديگرى نيز به كار مىبرند و آنچنان است كه به جو خوراك اسبان مقدارى نمك مىآميزند .
قشوهايى كه مهتران ايرانى براى تيمار كردن اسب به كار مىبرند فاقد دسته است . لبهء قشوها دندانهدار است . با آن بدن اسب را به ملايمت و آهستگى مىخراشند ، و پس از قشو كردن اندامش را با نمد مالش مىدهند .
طويلههاى چهارپايان بسيار تميز است ، و بر خلاف اصطبلهاى ما كه كثيف و بويناك و عفن مىباشد ، هرگز از آنها بوى بد به مشام نمىرسد . همچنين نظير آخرهايى كه در اصطبلهاى كشور ما وجود دارد در ايران نيست . در اين كشور علف و جو را در توبرهاى پشمين مىريزند و به سر اسب مىآويزند تا بخورد . نعل اسبهاى ايران مسطح و بدون پاشنه و زائده ، و نازكتر از نعلهايى است كه ما براى اسبهاى خود درست مىكنيم ، با اين همه دوامشان بيشتر مىباشد . و اين بدان سبب است كه سم اسبهاى ايران سختتر از سم اسبهاى ماست . همچنين اسبان ايرانى در سراسر امپراتورى همه سالماند ، و به هنگام نعلبندى كاملا آراماند ، و مهمترين عامل وجود اين ويژگيها پاكى محيط زيست اين سرزمين مىباشد . اين نيز گفتنى است كه نعلهاى صاف و سبك اسبها را در دويدن چابكتر و توانمندتر مىكند . نعلهاى تابستانى و زمستانى اسبها يكسان و تنها تفاوتشان اين است كه سر ميخهايى كه در زمستان به نعلها مىزنند كمى تيزتر و درشتتر است . نعلهايى كه به پاى ديگر چهارپايان مىزنند ، در زمستان ، جاهايى كه يخبندان شديد مىشود ، همين نوع
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 740
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٤٠