تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
درخشنده‌تر از مرواريدهايى است كه در مغرب‌زمين صيد مىشود ؛ و من بر اين اعتقادم كه ريشهء كلمهء لوءلوء - لوئر
) Lueur (
زبان فرانسوى مىباشد ، و مردمان جنوب اروپا لفظ مارگريت
) Marguerite (
را از مرواريد كه هم معنى آن نيز هست گرفته‌اند . مرواريد را از صدفهايى كه پيرامون جزيرهء بحرين وجود دارد بيرون مىآورند . مىگويند در قعر آبهاى مجاور بحرين چشمه‌هاى بسيارى آب شيرين مىجوشد كه آب شور دريا را قدرى شيرين و براى پرورش صدف آماده مىكند . همچنين مىگويند صيّادان مرواريد ضمن كار خود اگر بخواهند لب بر لب اين چشمه‌ها مىنهند ، و آب شيرين مىخورند ؛ و نيز مىگويند زمانى كه رفت و آمد پرتغاليها در خليج فارس زياد بود ، و خود را مالك اين دريا مىدانستند آب آشاميدنى خود را با تلمبه از اين چشمه‌ها بالا مىكشيدند . غواصانى كه كارشان صيد صدف مرواريد است ، گاهى يك هشتم ساعت زير آب مىمانند ، و در اين كار باورنكردنى قدرت و آمادگى زيادى از خود نشان مىدهند . برآنچه در اين‌باره گفته‌ام مىافزايم كه ايرانيان براى زمرّد اقسام و درجاتى قائلند چنان كه بهترين و گرانبهاترين نوع آن را زمرّد مصرى ، درجهء دوّمش را زمرّد كهنه ، و درجهء سومش را زمرّد تازه مىگويند . پيش از كشف دنياى جديد ايرانيان از مصر زمرّد وارد مىكردند ، و اين نوع زمرّد تابناك‌تر و خوش‌رنگ‌تر از زمرّدهاى مغرب‌زمين است . در ايران بارها زمرّد مصرى و نيز زمرد آسوانى منسوب به آسوان
) Asvan (
شهر تبائيد
) Thebaide (
، كه جغرافىدانان قديم آن را سىينه
) Syene (
ناميده‌اند به من نشان داده‌اند . و گرچه اين زمرّدها رنگ سبز تيرهء زيبا و درخشش خيره‌كننده داشتند ، ولى به نظرم آمد زمردهايى به همين جلا و جلوه و تابناكى از محصول هند ديده بودم . امّا دربارهء صلابت و سختى هر نوع آنها چون هرگز وسيلهء آزمايش نداشته‌ام نمىتوانم اظهار نظر كنم . از روى ديگر چون سالهاى بسيار مىگذرد كه از وجود معدن زمرّد در مصر ، در آثار محققان سخنى در ميان نيامده محتمل است زمرّدهايى كه به نام زمرّد مصرى وارد ايران مىشده از اين جهت اين نام يافته كه از راه درياى سرخ يا هند غربى ، يا فيليپين يا از پگو
) Pegu (
يا از سرزمين گلكند واقع در ساحل كروماندل