سالهاست نوع ديگرى فيروزه استخراج مىشود كه مثل فيروزهء اصلى جوهردار و آبدار نيست ، و آن را فيروزهء نو مىگويند تا از فيروزهء اصيل بازشناخته شود ؛ و يكى از نشانههايش اين است كه رنگ خوش و درخشانش اندكاندك زايل مىشود .
اين نيز گفتنى است كه محصول استخراج فيروزه در ايران همه متعلق به شاهنشاه است . وى فيروزههايى را كه بسيار خوب و جوهردار و گرانبهاست نگه مىدارد و بقيه را مىفروشد يا معاوضه مىكند يا مىبخشد . كارگران معادن فيروزه و نگهبانان و متصديان معدن چندان كه بتوانند از آن مىربايند ، و بدينگونه بسيارى از افراد طبقات متوسط و پايين نيز از داشتن اين سنگ قيمتى بىنصيب نمىمانند .
بعد از بحث دربارهء سنگها و كانيهاى قيمتى نوبت آنست كه از صيد مرواريد سخن به ميان آورم . صيد مرواريد در همه جاى خليج فارس معمول است ، امّا مرواريدهايى كه در اطراف بحرين صيد مىشود از نقاط ديگر بيشتر و بغايت بهتر است . چنان كه هر سال بيش از يك ميليون مرواريد صيد مىشود ؛ و من مرواريدى ديدم كه بيش از پنجاه حبّ كوچك وزن داشت . « 1 » اين مرواريد گرد و كمنظير بود . زيرا معمولا وزن مرواريدهايى كه صيد مىشود بيش از ده تا دوازده حبّه نيست ، و صيادان طبق فرمانهاى مؤكد ناچارند مرواريدهايى را كه وزنشان از اين مقدار در - مىگذرد به شاهنشاه تقديم كنند ، و همه صيادان از اطاعت كردن اين فرمان ناخرسندند . سالهاى پيش ، هنگامى كه نفوذ و قدرت پرتغاليها در درياهاى هند و ايران زياد بود صيادان مرواريد براى اين كه آنان در كار صيد مرواريد صيادان مشكلات و محدوديتهايى ايجاد نكنند ناچار بودند حقّى به پرتغاليها بدهند ؛ ولى از هنگامى كه قدرت و نفوذ آنان در اين مناطق كاسته شده حق كمترى به آنان دادهاند ، و در زمان حاضر كه نفوذشان به حدّاقل كاهش يافته چيزى به ايشان نمىدهند .
مرواريد در سراسر مشرق زمين نامهاى باشكوه و سنگين معنى دارد ؛ تركها و تاتارها به آن مرجان مىگويند كه به معنى گوى نور است . ايرانيان آن را مرواريد مىنامند كه به معنى فروزندهء فروغ مىباشد ؛ يا لوءلوء مىخوانند كه آن نيز به معنى درخشان و تابنده است ، و اين همه براى تبيين ارج و بهاى آنست .
انكار نمىتوان كرد كه مرواريدهاى ايران بسى روشنتر ، تابناكتر ، و
هامش
( 1 ) - هر حبّ كوچك معادل يك بيستم گرم بوده است .