مخلوط مىكنند . به اعتقاد من هيچ خوردنى سالمتر ، خوش گوارتر و مطبوعتر از خرما نيست . امّا كسانى كه به خوردن اين ميوهء مفيد و مغذى عادت ندارند نبايد در مصرف آن زيادهروى كنند زيرا خوردن زياد اين ميوه حرارت خون را بالا مىبرد ، موجب پديد آمدن قرحه در سراسر اندام مىشود ، افزون برين نيروى بينايى را مىكاهد . امّا در آنان كه در مناطق خرماخيز سكونت دارند ، و به خوردن آن معتادند چنين عوارضى توليد نمىشود .
خوشهء خرما بر سر درخت كه ساقهاش نسبة باريك و بلنديش از همه درختان ميوه بيشتر مىشود مىرويد . برگهاى درخت خرما فقط در سر آنست . براى بريدن خوشههاى خرما يك نفر طنابى دور كمر خود و تنهء درخت گره مىزند و با آن از درخت بالا مىرود ، و در يك ساعت خوشههاى چند درخت را مىبرد . هر خوشهء خرما بيش از سى تا چهل ليور وزن دارد ، و هر درخت دويست من معادل بيست و چهار كنتال خرما مىدهد . نخل زودتر از پانزده سال به بار نمىنشيند امّا در حدود دو قرن ميوه مىدهد . « 1 »
در ايران انواع ميوههايى كه در سراسر اروپا به دست مىآيد ، و اقسام ديگرى كه در اين قاره نشانى از آنها نيست ، مىرويد ، و اگر ايرانيان چنان كه كشاورزان ما به فن كشاورزى و باغدارى وقوف كامل دارند ، آشنا مىبودند به تحقيق به پرورش ميوههاى درشتتر و لطيفتر و خوشمزهتر و متنوعتر موفق مىشدند . امّا از اين علم بهرهء كافى ندارند ، و قلمهزدن ، پيوندزدن ، آرايش درخت و نشاندن نهال را به طريق علمى نمىدانند . از اينرو درختان ميوهء ايران بلند و پرشاخ و برگند ، و باغداران به هرس كردن آنها نمىپردازند .
در ايران پنج يا شش نوع زردآلو وجود دارد كه همه خوشمزه و لطيف و شيرين مىباشند . افزون بر اين بيش از پانزده جور ميوهء هستهدار ديگر كه ما اروپاييان آنها را نمىشناسيم وجود دارد كه يكى پس از ديگرى مىرسد . همچنين هلوهايى كه هر دانهء آن شانزده يا هجده اونس « 2 » ، و شفتالوهايى كه وزنشان در همين حدود
هامش
( 1 ) - شاردن در شرح درخت خرما دچار بعضى مسامحات شده . براى اين كه خوانندگان به خصوصيات واقعى نخل آشنا شوند به توضيحاتى كه در همين مجلّد دربارهء همين موضوع آمده ، مراجعه فرمايند .
( 2 ) - هر اونس برابر 55 / 30 گرم و يك شانزدهم ليور است .