تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
پس از اين مدت اصالت و مرغوبى خود را از دست مىدهد ، و ميوهء حاصل از آن مزه و طراوت نخستين را ندارد . افزون بر انواع خربزه ، هندوانه نيز در سراسر نواحى ايران به دست مىآيد . بهترين نوع هندوانه نيز در خراسان توليد مىشود ، و وزن بعضى از آنها از بيست ليور در - مىگذرد . خيار نيز قسم ديگرى از ميوه‌هاى ديگر ايران است كه آن را خام و گاهى با پوست مىخورند . يك نوع آن بدون تخم است . نوعى ديگر از ميوه‌هاى ايران بادنجان است كه زانتيوم ديوسكرو
) Zanthium De dioscoride (
ناميده مىشود ، و ما فرانسويان سيب عشق
) Pomme d , amoure (
هم به آن مىگوييم . بادنجان طعمى شبيه خيار دارد به درشتى سيب ، امّا كشيده‌تر از آنست ، و وقتى مىرسد رنگ پوستش سياه مىشود . همانند خيار مىرويد . از آن خورش و انواع غذا درست مىكنند و هرگز خام نمىخورند . در شمال ايتاليا نيز بادنجان به دست مىآيد . يكى ديگر از انواع ميوه‌هاى ايران گرد و به بزرگى سيب مىباشد ، امّا توخالى و سبك است آن را نمىخورند ، و چون خوش‌بوست بسان دسته گلى به دست مىگيرند و نامش دستنبوست . پس از خربزه بهترين و بيشترين ميوه‌هاى ايران انگور ، و از آن پس خرماست . انواع انگور ايران از دوازده و پانزده افزونست « 1 » ، و رنگهاى مختلف بنفش ، سرخ ، سياه و زرد دارد . دانه‌هاى برخى اقسام آن چندان درشت است كه يك دانه‌اش دهان را پرمىكند . به انگورى كه در اصفهان از آن شراب مىسازند كشمشى مىگويند ، و آن ريز و سپيد است ؛ و از انگور مشك كه با آن نيز شراب درست مىكنند خيلى بهتر است ، و اگر از آن بسيار بخورند گلودرد مىگيرند ، و به عوارض گرمى گرفتار مىشوند . انگور كشمشى گرد و بىهسته است و يا دانه‌هايش آن‌قدر ريز است كه زير دندان نمىآيد ، امّا وقتى شراب به جوش مىآيد اين دانه‌هاى ريز بسان اليافى لطيف و نازك همانند نوك سنجاق روى شراب مىايستد . انگور را تا اواسط فصل زمستان بر درخت نگه مىدارند ، و براى اين كه
هامش
( 1 ) - در تاريخ رستم الحكما كه تأليف آن در سال 1215 هجرى قمرى پايان يافته نام چهارده نوع انگور به اين شرح آمده است : انگور شاهانى ، انگور ياقوتى ، انگور عسكرى ، انگور كشمشى ، انگور شست عروس ، انگور فخرى ، انگور مثقالى ، انگور رازقى ، انگور شيرازى ، انگور نباتى ، انگور مادربچه ، افزون بر اينها انگور دوشابى ، انگور ريش بابا ، انگور لعل ، نيز هست .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 722 | ژان شاردن / اقبال يغمايى