ژوئن مىرسد آنگاه به ياد دوازده امام با داسقالهء مخصوصى كه بسان شانه است و سه تيغه دارد دوازده نيشتر در كنار هم و در يك بار به آن مىزنند . به تدريج مادهء سفت و چسبناكى از آن بيرون مىتراود كه سپيدهدمان پيش از دميدن خورشيد جمع مىكنند . اين ماده چندان مخدر است كه جمعكنندگانش آنقدر ضعيف و سست و ناتوان مىشوند كه مردهء بيرون شده از گور را مىمانند . حال كسانى كه اين ماده را مىپزند و براى خوردن آماده مىكنند بهتر از حال جمعكنندگان آن نيست . گروه اخير نيز به شرحى كه در فصل شانزدهم خواهد آمد افرادى پريدهرنگ و لاغر و لرزان و افسرده مىباشند . عصارهء خشخاش را چندان كه برون آيد حبّهحبّه و دانهدانه مىكنند . سر حقّهء خشخاش پس از آنكه شيرهاش بيرون شد خشك و سياه مىشود .
ساقه و دانههايش نيز خشك مىگردد . ايرانيان شيرهء خشخاش را افيون مىگويند ، و كلمهء اپيوم
) Opium (
مصطلح در زبان فرانسوى نيز از همين لفظ گرفته شده است .
بهترين خشخاش ايران در لنجان شش فرسنگى اصفهان به دست مىآيد ، و در سراسر اطراف اين شهرك بوته خشخاش مىكارند . نانوايان به هنگام پختن نان روى خميرى كه به تنور مىبرند قدرى دانهء خشخاش مىريزند ، زيرا اين دانهها خوابآورند .
ايرانيان پس از خوردن غذا مدّتى مىخوابند . برخى نيز براى اين كه خوابشان سنگينتر شود ميان غذا خوردن مقدارى دانهء خشخاش مىخورند .
بعضى كسان افيون كازرون را كه شهرى نزديك سواحل خليج فارس مىباشد بر ترياك لنجان ترجيح مىنهند و مىگويند ترياك حوالى لنجان ترشحات زيانرسانى در معده ايجاد مىكند و ترياك كازرون اين عيب را ندارد .
دوّم گياه اين نوع تنباكوست كه در بيشتر مناطق ايران خاصّه در سوزيان - شوش - و همدان كه شوش قديم است توليد مىشود . همچنين در اطراف كرمان و نواحى مجاور خليج فارس نوع مرغوب آن به دست مىآيد . كشت و زرع تنباكو و برداشت آن زحمت زياد ندارد . پس از اين كه برگها رسيد آنها را مىچينند و خشك و دستهدسته مىكنند . برگهاى بوتهء تنباكو وقتى خشك مىشود زرد مىگردد .
آنها را تاب و پيچ نمىدهند و به هم نمىفشارند زيرا اگر چنين كنند مانند تنباكوهاى برزيل تند مىشود ، و ايرانيان چنين تنباكو را نمىپسندند ، و بو و دود آن را ناخوش مىشمارند . ايرانيان تنباكوى برزيلى را تنباكوى انگليسى مىنامند زيرا نخستين اروپاييان معتاد به دود تنباكو كه با ايرانيان داد و ستد مىكردهاند از مردم