خانهها و اموال مردم محل ، در آن آباديهاى خالى از سكنه ماندهاند كسى را نمىبينند .
هواى مناطق سواحل دريا افزون بر اين كه در فصل تابستان سخت گرم و غيرقابل تحمل است بد و ناسالم نيز مىباشد ، و كسانى كه با اينگونه هوا آشنايى و دمسازى قبلى نداشته باشند اگر بدانجا درآيند ممكن نيست بيمار و رنجور نشوند ، و من خود به تجربه اين واقعيت را دريافتهام . توضيح اين كه چون ضمن گذر كردن از اين نواحى نتوانستم پيش از آغاز ماه مه ( اواسط ارديبهشت ) از آنجا بروم و سفرم روزى چند به دنبال افتاد سخت بيمار شدم . مردم براى رهيدن از بلاى گرما به كوهستانها و نخلستانها پناه مىبرند ، امّا مىگويند هواى زير درختان خرما سالم نيست .
ناسازگارى و بدى هواى گرم هرجا با رطوبت زياد توأم باشد گزندهتر و آزاردهندهتر است . هواى سواحل درياى خزر به همين جهت سخت نامساعد و ناسازگار است ؛ مخصوصا هواى مازندران كه به زعم بعضى از محققان كوميسن
) Comisene (
( قومس ) باستان است در فصل تابستان به زحمت قابل تحمّل مىباشد . اما هواى همين ناحيه بعد از ماه اكتبر ( مهر ) تا ماه مه ( ارديبهشت ) همانند هواى اروپا خوب و ملايم است . من ماه فوريه ( دوازدهم بهمن تا نهم اسفند ) آنجا بودم و به نشاط تمام روزگار مىگذراندم زيرا سراسر دشت و دمن زيبا و فرحفزا ، و به قول ايرانيان همانند بهشت دلگشا و طربخيز بود . كنارههاى جويها و راهها همه نارنجستان بود . در آنجا همهگونه ميوه از آنچه در سراسر اروپا به دست مىآيد ، شرابهاى خوشگوار ، اقسام شكار ، مخصوصا بهترين انواع گرازوحشى وجود دارد . امّا شگفتا وقتى به قيافه و چهرهء ساكنان اين منطقه نگريستم همه را ضعيف و پريدهرنگ و رنجور يافتم . آنگاه به حقيقت باور كردم كه در اقطار زمين هواى هيچ گوشهء روى زمين ناسازگارتر و كژطبعتر از هواى اين منطقه نيست !
سرزمين مازندران پيش از دوران پادشاهى شاهعباس كبير به سبب بدى هوا جايى ناآباد و كم سكنه بود . اين فاتح بزرگ و سياستمدار پيشانديش و روشننگر عدهء زيادى از مردم گرجستان و ارمنستان را به اين منطقه كوچاند تا هم آن دو سرزمين را كه محل تجمّع سپاهيان عثمانى و هجوم آنان به ايران بود خالى از سكنه كند ، و هم بر آبادانى مازندران بيفزايد ، همچنين بر اين اميد بود از ترويج فنّ تربيت