است ؛ زيرا شمشير و امثال آن بر اثر رطوبت در مدّتى نه بسيار دراز زنگ مىزند و سختى و صلابت كمان شكسته مىشود ، و سست مىگردد . در اينباره حكايتى آوردهاند كه ذكرش نامناسب نيست ، و آنچنان است كه پيكى از مازندران به اصفهان رسيد . او مسلح به تير و كمان و شمشير بود . وقتى وارد دربار شد يكى از نزديكان شاه كه جوان بود و در آنجا حضور داشت ، كمانش را گرفت تا صلابت آن و زورمندى خويش را بيازمايد . آن را سخت نرم و سست يافت . از سر طنز و مسخره به او گفت : آقاى چاپار ، اين چه كمان است كه يك بچه هم مىتواند آن را بكشد .
پيك جواب داد : آنچه فرموديد درست و حقيقت محض است ، امّا اگر شما مىخواهيد زور خود را بيازماييد شمشير مرا از غلاف بيرون بكشيد . وى مىخواست بگويد اگر رطوبت هوا زه كمان مرا نرم و سست كرده در عوض شمشيرم چنان زنگزده كه به هيچ نيرو از نيام بيرون نمىآيد .
امّا تنها هواى سواحل درياى خزر مرطوب است ، و هواى ديگر مناطق ايران كاملا خشك مىباشد ، و اين بدان سبب است كه به شرحى كه قبلا اشاره شد در داخل سرزمين پهناور ايران نه رودخانهء بزرگى جريان دارد ، و نه درياچهء وسيعى در آن است . امّا در عوض در بيشتر نقاط اين كشور هوا كاملا پاكيزه و خوب و سازگار مىباشد ، و اندام رسا و ورزيده و تن تنومند و قوى و رنگ خوش رخسار و خون صاف و پاك مردم اين سرزمين گواه صفا و پاكيزگى و سازگارى هواى آنست ، و فقط هواى مناطقى كه قبلا از آنها ياد كردهام ناخوش و ناسازگار مىباشد ، و در فصل تابستان مايهء بيمارى مردم مىگردد .
چنان كه گفتم بر اثر خشكى هوا مخصوصا در مناطق مركزى و در فصل تابستان باران به ندرت مىبارد ، و كم اتفاق مىافتد كه پاره ابرى پديدار شود .
آسمان هميشه به صورتى زيبا و تماشايى آبىگون و روشن مىباشد ؛ چنان كه اگر شب هنگام ورق كاغذى را برابر هواى آزاد بگذاريد بامدادان آن را همچنان خشك مىيابيد ، و روى برگ درختان و گياهان هيچ نشانى از رطوبت نمىبينيد . مثلا در لرستان كه همدان ، شوش باستان شهر مهم و مركز آنست « 1 » هوا چنان خشك مىباشد كه عرق بر صورت و تن آدمى نمىنشيند و به عكس در بابل
) Babylone (
و كرمان ،
هامش
( 1 ) - توضيح شاردن سست و آشفته است .