توروس
) Taurus (
كه از يك سوى اين كشور به سوى ديگر ممتد است قلههاى بلندى دارد كه از بسيارى ارتفاع ستيغ آنها ديده نمىشود . مرتفعترين قسمتهاى اين رشتهكوه كه آرارات ناميده مىشود در ارمنستان علياست . ديگر كوههاى بلند ايران عبارتست از رشته جبالى كه مادرا از هيركانى جدا مىكند ؛ كوه دماوند كه ميان هيركانى و پارت است ؛ كوههاى ميان كلده و عربستان ؛ رشته جبالى كه ميان فارس و كرمان امتداد دارد ، و برجستهترين و معروفترين آن ژرون
) Jarron (
نام دارد .
يكى از عيبهاى بزرگ كوههاى ايران خشكى و عريانى غالب آنها از درخت و گياه است . گرچه بيشتر كوههاى كردستان پوشيده از درخت است و به همين جهت آن كوهها را جنگلستان هم مىگويند ، امّا درختناكى و سرسبزى كوههاى ايران عموميّت ندارد ، و در مقام مقايسه اگر يكى از كوههاى ايران جنگل دارد سه كوه ديگر كاملا لخت و عارى از گياه و درخت مىباشد .
چنان كه پيش از اين اشاره كردم تنها عامل خشكى و ناآبادانى بيشتر مناطق ايران نبودن آب است . ايرانيان از زمانهاى بسيار قديم براى آبيارى و كشتگرى ناچار بودهاند با حفر كاريز آب را از دل زمين به كشتزارهاى خود روان كنند ، و هرجا آب بوده آبادانى وجود داشته است . امّا چون در همه جا جمعيّت بهقدر كافى نبوده در همهء نقاط مساعد كشف منابع زيرزمينى آب و كندن كاريز عملى نشده است . قلّت جمعيّت نه تنها در ايران مايهء باير افتادن زمينهاى مستعدّ زراعت شده ، بلكه كشور عثمانى كه داراى سرزمينهاى بسيار مساعد براى كشاورزى است نيز به سبب كمى جمعيّت عقبافتاده و بسيارى از مناطق آن باير و ناآباد مانده است .
امّا علل و موجبات قلّت جمعيّت را در اين كشورها آسان مىتوان دريافت . از يكسو پهناورى و گستردگى بيرون از اندازه و نامناسب اين ممالك مايهء كمى جمعيّت است ، و از دگرسو حضور و وجود حكومت مستبد و مسلّط بر جان و مال و عرض و ناموس مردم . در زمانهاى گذشته هر يك اين اقوام كه اكنون ناچار به اطاعت و فرمانبردارى از هيأت حاكمهاى جابر و بيدادگر گشتهاند تحت قوانين و شرايطى ناشى از اراده و دلخواه خويش زندگى مىكردهاند ، به همين جهت وقتى سايهء
هامش
متر بلندى دارد و در مرز تبت و نپال واقع است در سال 1953 ميلادى دو تن كوهنورد يكى از مردم زلاند جديد و يكى از اهالى هند موفّق به صعود و وصول به قلّه اورست شدند .