در اينجا بيش از اين در اينباره توضيح نمىدهم و اگر لازم آيد در فصول آينده در اينباره سخن خواهم گفت .
جغرافىدانان ايران كشور خود را به بيست و چهار ايالت تقسيم مىكنند ، و يكى از اين ايالات مهم را كه عثمانيان به تصرّف خود درآوردهاند ، هنوز جزو كشور خود به حساب مىآورند و مىگويند در سراسر ايران پانصد و چهل و چهار شهر و شهرك و قصبه وجود دارد كه داراى قلعه و برج و باروست . ايران در حدود شصت هزار ديه و آبادى ، و چهل ميليون جمعيّت دارد .
در صفحات آينده از كوهها و رودهاى ايران به تفصيل تمام سخن خواهم گفت ، و در اينجا به مناسبت موضوع همينقدر اشاره مىكنم به اعتقاد من در سراسر روى زمين هيچ كشورى نيست كه بهقدر ايران كوه زياد ، و رود كم داشته باشد . در داخل اين مملكت رودى كه قابل كشتىرانى باشد وجود ندارد . همچنين نهرى كه در آن بتوان با كشتى محمولاتى را از يك استان به استان ديگر منتقل كرد جريان ندارد . به سخن ديگر ايران كشورى كمآب و خشك و كمجمعيّت مىباشد ، و من بر اين باورم كه فقط يك دوازدهم اين سرزمين پهناور مسكون و آبادان مىباشد ؛ چنان كه وقتى دو فرسنگ از شهر بزرگى دور شديم نزديكتر از بيست فرسنگ به شهر نسبة بزرگ ديگرى نمىرسيم .
موقع و وضع طبيعى جنوب كشور از آنچه گفتم نيز بدتر است ؛ زيرا ميان آباديهاى كوچك و پراگنده را صحراهاى وسيع و فاقد آب و آبادانى جدايى افگنده است ؛ و سبب اين ناآبادانيها و خالى از سكنه بودن جز فقدان آب نيست . كمآبى در بسيارى از نقاط ايران چنان بىداد مىكند كه مردم براى رفع نيازمنديهاى خود چشم برآسمان مىدوزند مگر باران رحمت ببارد و تشنه كامان را سيراب كند ، يا به زحمت و رنج بسيار چاه بكنند و از آن آب بكشند ، امّا هرجا كه آب زياد هست هم بهقدر كافى جمعيّت دارد ، و هم مزروع و آبادان و سرسبز و خرّم است . امّا چندان كه بخواهيد در اين كشور كوه وجود دارد ، و در هر قسمت آن رشتهكوههاى بلند و پيوسته به هم ديده مىشود ، چنان كه قسمت شرقى ايران را به سبب كوههاى بسيار كه در آنست كوهستان مىنامند . بلندترين كوههاى روى زمين در ايران است « 1 » و كوه
هامش
( 1 ) - اين گفته نادرست است بلندترين كوههاى روى زمين هيمالياست كه مرتفعترين قلههايش 8822