تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
سوّم اين سه كاملا مورد توجّه و عمل مىباشد . توضيح اين كه بيشتر مردان حتى دكانداران ، داراى اسبهاى اصيل هستند و سواره سر كار مىروند . به سخن ديگر داشتن اسب و سواركارى چنان تعميم يافته كه پيش از آغاز قرن جديد در صنوف سپاهيان ايران صف پياده نظام وجود نداشت ، همه لشكريان سواران بودند ، و ترديد و شك نمىتوان كرد كه اين عادت ثابت و مداوم ايرانيان به سواركارى يونانيان را به پرداختن داستانهاى سانتر
) Centaures (
و ساژىتر
) Sagitaire (
و پرسه
) Persee (
رهنمون شده است . تركها و تازيان ايرانيان را عجم ، و ايران را عجمستان مىنامند و عجم به معنى بيگانه و وحشى است ، و مىگويند با اين كه ايرانيان مسلمان و در ديندارى متعصّب‌اند ، امّا از نژاد عرب كه پيغمبر اسلام از ميان آنان برخاسته ، و مركز نشر انواع علوم است ، نمىباشند . يونانيان نيز همهء ملل جهان را وحشى و بربر مىنامند ، و غرض امپراتوران عثمانى كه خود را سلطان العرب و العجم خطاب مىكنند همين است ، و بر اين دعوىاند كه تمام عالم زير نگين آنهاست . عنوان دسته‌اى از نگهبانان خاص سلطان عثمانى عجم اوغلان - پسران مردمان وحشى - است و قصدشان از اين نامگزارى بيان اين نكته است كه اين نگهبانان در سرزمين عثمانى پا به دنيا ننهاده‌اند . بر اين نيّت نيستم و نمىخواهم تمام اسمهايى كه در كليّهء كتابهاى قديمى مذهبى و غيرمذهبى از جمله تورات ، ايران بدانها ناميده شده ، يكايك شرح بدهم ؛ همين‌قدر اشاره مىكنم بعضى از اين اسامى نام پادشاهان يا بزرگان است مانند عيلام ، و برخى ديگر نام يكى از ايالات معتبر مانند كوت ، و برخى ديگر مأخوذ از نام يكى از شهرهاى معروف و مهّم در زمانهاى باستان مانند اراك كه نام آن در دهمين سفر تكوين آمده است و معنى آن شهرى بر كنار آب است . مردمان مشرق‌زمين و تازيان سراسر ايران را عراقين مىنامند كه جمع عراق عرب و عراق عجم مىباشد ، و اين‌چنان است كه بگويند شهرهاى عرب و شهرهاى غيرعرب ، و اين دو كيفيت گاهى براى بيان تقسيم ايران به دو قسمت ايران بالا و پايين به كار مىرود ؛ و قسمت سفلى تا رود سند ادامه دارد . گفتنى است در زمان حاضر ايرانيان به سه نام ديگر : شيعه و رافضى آن‌گاه كه از نظر مذهبى سخن در ميان آيد ، و قزلباش در صورتى كه صحبت از پيروزمنديهاى آنان برود ناميده مىشوند .