اگر همچنان ناآباد و خالى از سكنه بماند بهتر است ؛ زيرا باير بودن اين مرزها آنان را از تهاجم همسايگان نيرومندشان در امان مىدارد ، و آنان را ناچار نمىكند براى دفاع دست به سلاح ببرند .
درياها و رودخانههايى كه به آنها اشاره كردم در زمان حاضر سرحدّ واقعى ايران نمىباشند ، و از مرز اين كشور مخصوصا در جهت درياى سرخ كاسته شده ، اما جغرافىدانان ايران همچنان سرزمينهاى از دست شده را جزء ايران مىشمارند ، و بر اين اعتقادند هيچ عاملى نمىتواند به طور دائم آنها را از ايران جدا بكند ؛ به سخن ديگر اين درياها و رودخانهها مرز طبيعى و هميشگى ايران است ، و تغييراتى كه حاصل شده آنقدر مختصر و ناقابل است كه درخور اعتنا نيست ؛ و همين كه پادشاهى توانمند و خداوند تدبير و اراده همانند شاه عباس بزرگ كه بيش از شصت سال از زمان سلطنتش نگذشته به تخت سلطنت برآيد و زمام كشور را به دست تواناى خود بگيرد سرزمينهايى را كه از ايران جدا كردهاند به يك نهيب پس مىگيرد ، و مرز كشور را تا سرحدّ ايران باستان مىرساند .
چنان كه من سنجيدهام و شناختهام حدّ اكثر گسترش شمال ايران از گرجستان در چهل درجه عرض شمالى و بيست و چهار درجه در جهت جنوب ، و تا حدّ رود سند مىباشد ، و طول جغرافياييش از هفتاد و هفت كنار كوه آرارات تا مرز هندوستان و تركستان امتداد دارد . قطر بزرگ امپراتورى پهناور از رودخانهء فاز تا سند پانصد فرسنگ ايرانى معادل هفتصد و پنجاه فرسنگ فرانسوى است ، امّا پهنايش افزونتر از سيصد فرسنگ نيست .
ايرانيان سرزمين خود را ايران يا ايرون مىنامند ، و اين نام را تورانيان كه ايرانيان منسوب به آنانند به اين سرزمين نهادهاند . تاريخ آنان حكايت مىكند كه در زمان پادشاهى افراسياب نهمين شهريار ايران ، مرز ايران افزون بر اشتمال سرزمين كنونى تمامى كشورهاى ميان درياى خزر و درياى چين را در شمال و خاور در برداشته و هم او اين امپراتورى پهناور و عديم النظير را در محلّ رود جيحون - آمودريا - به دو بخش شمالى و جنوبى - اين سوى نهر و آن سوى نهر - تقسيم كرد . قسمت شمالى را توران و قسمت جنوبى را ايران ناميد . چنان كه در تواريخ دورهء باستان اين دو اسم مكرر آمده ، و پادشاه ايران راكى ايران ، و پادشاه توران راكى توران مىگفتهاند ، و ايران دخت شهبانوى ايران و توراندخت ملكه توران بوده است . در اين زمان به شهريار
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 685
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٨٥