فصل اوّل شرح و وصف كليّات ايران
سه مجلّد نخستين سفرنامهء من بيانگر رويدادها و مشاهدات من از پاريس تا اصفهان است ، و بر اين نيّتم در اين مجلّد و سه جلد دنبال آن اوضاع كلّى ايران را اعم از طبيعت و سرشت ، اخلاق ، رسوم و عادات و آداب ، كاربرد صنعت و هنر مردم را در تهيّه مواد مورد نيازشان ، همچنين علوم و فنون رايج ، طرز حكومت ، نيروى نظامى و مدنى و ملّى و مذهب و معتقدات دينى آنان را شرح كنم .
بنا به اعتقاد بزرگان و جغرافىدانان ايرانى ، كشورشان بزرگترين امپراتوريهاى روى زمين است . آنان براى نماياندن گستردگى مملكت خود مرزهاى باستانى را كه سرزمينى پهناور و محصور ميان چهار دريا : درياى سياه ، درياى سرخ ، درياى خزر و خليج فارس و درياى عمان است ، ارائه مىكنند ؛ سرزمينى كه شش رودخانهء بزرگ فرات ، ارس ، دجله ، فاز ، آمودريا و سند در اطراف آن جريان دارند ؛ و هيچ توضيحى گوياتر و روشنتر از اين نمىتواند مرزهاى اين سرزمين پهناور را بنمايد . به سخن ديگر ايران كشور كوچكى نيست كه بتوان حدود آن را با چند تخته و سنگ يا تپّهء حقير ، يا رودخانهء كوچك مشخّص و معين كرد . بلكه چندان وسيع و گسترده دامن است كه درنورديدن كوتاهترين حدّ آن افزون بر چهار ماه مدّت مىگيرد .
هر چند بيشتر زمينهاى سرحدى ايران براى كشتگرى و آبادانى بسيار مساعد است ، امّا مخصوصا در طرف خاور و باختر ، غالبا غيرمسكون و خالى از آبادانى و سرسبزى است ؛ ايرانيان به عمران آن نمىكوشند ، و بر اين اعتقادند اين نقاط سرحدى