تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
رسيدم خواجه‌سرايى كه پيشكار عمهء شاه بود سينى طلايى را كه قريب ششصد اونس « 1 » وزن داشت آورد . من مردى هندى را كه در شناختن طلا و نقره كاملا خبره و صاحبنظر بود همراه آورده بودم . او سينى را با دقّت هرچه تمام‌تر امتحان ، و ارزش آن را برابر بيست و سه قيراط و نيم معيّن كرد ؛ و گفت به اين قيمت خوش مىارزد . من هر اونس را به بهاى پنجاه و شش فرانك حساب كردم ، و مىخواستم سينى را به صورت معاملهء قطعى بخرم ، اما شاهزاده خانم اجازه نداد ، و به عنوان گروگان تصرّف كردم . شامگاهان به دربار رفتم تا طلبهايم را از بعض بزرگان كه در آن‌جا جمع آمده بودند بگيرم . خوانسالار شاهنشاه ، حاجب خاص ، پيشكش‌باشى از آن جمله بودند . آنان از من خواهش كردند فرستادهء كمپانى فرانسه را ملاقات كنم و به او بگويم كه درباريان از امتناع وى از پرداختن حقوق مخصوص هدايايى كه به پيشگاه شاه تقديم داشته است در شگفت مانده‌اند . او بايد بداند كه سفيران و بر اطلاق همهء كسانى كه به هر عنوان هدايايى پيشكش شاه مىكنند بايد اين حقّ مخصوص را بپردازند ، زيرا حقوق و مواجب بيشتر مأموران دربار از همين محلّ تأمين مىگردد ، و خوددارى سفير كمپانى از پرداختن اين حق بر خلاف عرف و رسم جارى دربار مىباشد . اين آقايان با غرور و قاطعيّت تمام كه من از شرح و بسط آن خوددارى مىورزم حقّ مسلّم خود را طلب مىكردند . چند تن ديگر از حاضران كه خويش را ذىنفع مىشمردند با تأكيد تمام سخنان آنان را تأييد ، و مرا به رساندن پيغامشان تشويق مىكردند ، و من بر اثر اصرار و سماجت ايشان پيغامشان را به فرستادهء كمپانى بردم . سفير كمپانى كه از اين رسم باخبر بود جواب داد : نخستين بارى كه درباريان در اين موضوع با من سخن گفتند به ايشان جواب دادم كه من هديه‌اى تقديم شاهنشاه كرده‌ام و هرگز بر اين قصد نبوده‌ام كه چيزى به ايشان بدهم و بر نيّت خود باقى هستم ، و موردى براى تغيير دادن آن پيش نيامده . آن‌گاه فرستادهء كمپانى از من خواهش كرد همين جواب را به ايشان برسانم . از سخنان سفير كمپانى چنين استنباط كردم كه به وى گفته بودند ناظر مىتواند او را از اداى اين حق معاف دارد . به راستى هم ناظر به نفع سفير اقدام كرده
هامش
( 1 ) - هر اونس معادل 59 / 30 گرم است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 665 | ژان شاردن / اقبال يغمايى