بنابراين بايد دستهء ملاقه آن چنان باشد كه براى برداشتن هرگونه مايعات متناسب باشد .
بيشتر اوانى و ساغرها و قاشقها و ملاقهها عتيقه هستند و تا كسى آنها را به چشم خود نبيند نمىتواند ظرافت و نفاستشان را درآينه خيال تصوّر كند . من بارها كوشيدم كه از مقدار و بهاى آنها آگاه شوم ؛ با اين كه تعداد و مشخصات اين اشياء نادر در دفاتر مخصوص به شرح تمام ثبت شده ، و در صورت موافقت رئيس شرابخانه آسان آگاه مىشدم ، امّا به آرزويم نرسيدم . و وى به پرسشهايى كه در اين موضوع مىكردم اين جواب مبهم را مىداد : عدّهء اينها بسيار زياد ، و قيمتشان نامعلوم است ؛ امّا آنچه من ديدم بىگمان چندين ميليون ارزش دارد .
مسؤول نگهدارى ظروف و اوانى شاهنشاه روزى به من گفت : در آبدارخانهء شاه افزون بر چهار هزار قطعه ظرف زرين يا زرنشان و مرصّع به انواع جواهر وجود دارد . اين شخصيّت خوب و مهربان مرا به ناهار دعوت ، و آنقدر به من شراب و عرق تعارف كرد كه مدّت يك ربع ساعت سرم به شدّت سنگين شد و به دوران افتاد ؛ زيرا شرابى گيرا و مردافگن بود و عرقش قوىتر . اگر عرق همانند الكل سريعالاثر و بىحالكننده نباشد در نظر مىخواران ايرانى خوب و خالص نمىنمايد . و اگر شراب تند و آسان وجد نيافريند خوش و بىغش نيست . به سخن ديگر شراب و عرقى دلخواه است كه هرچه زودتر و بيشتر مستى آورد . مسؤول آبدارخانه شاه به آيين و رسم ايرانيان از من پذيرايى كرد ؛ از اينرو در آغاز غذا خوردن چند جام پياپى از همان مشروبهاى بىغش مردافگن به من خوراند . در ايران به مشروبى كه ما « ون » مىناميم شراب مىگويند ، و به طور كلّى هر نوع آشاميدنى را مشروب مىنامند ، و دور نيست كلمات « سربه »
) Sorbet (
و « سيرو »
) Sirop (
از شراب مشتق شده باشد .
گفتنى است كه مسلمانان راستين شراب و عرق را نجس و حرام مىدانند ، حتّى بردن نام شراب و عرق در حضور ايشان خطاى محض و گناه نابخشودنى است .
روز سوّم معادل هزار پيستول از جواهراتم را به همسر مجتهد بزرگ كه خواهر شاه فقيد بود فروختم . وقتى معامله انجام يافت شاهزاده خانم پيغام فرستاد چون سفر شاهنشاه در پيش است و به آنچه پول نقد دارد نيازمند است بابت بهاى جواهرات يك سفته دو ماهه يا يك سينى طلا مىدهد . من صلاح خويش را در قبول سينى طلا دانستم ، و عصر همان روز به كاخ شاهزاده خانم احضار شدم . همين كه به آنجا