يادرفته ما را ناراحت و خسته كنند ؛ و باز تو هستى كه با دو ذراع سقرلات قبايى مىدوزى ، بر تن يكى از منشيان راست مىكنى ، و او را به عنوان سفير به دربار شاه ايران معرفى مىكنى . اگر انگليسيان در زمانهاى گذشته يك بار خدمت و مساعدتى به ايران كردهاند هزار بار پاداش آن را دادهايم ، و حق ندارند بر ما منت بنهند و بيش از آنچه دادهايم چيزى طلب كنند . از اين گذشته ما در بستن قرارداد هيچگاه پيش قدم نبودهايم و اين انگليسيان بودهاند كه سود و صلاح خويش را در انعقاد اين قرارداد تشخيص دادهاند و پيشدستى كردهاند . ما بيش از آنچه بايد ، دادهايم و از اين پس رعايت حال كمپانى را نخواهيم كرد .
عامل انگليسى از طرح دعوى خود طرفى نبست ، امّا براى اين كه سركوفته و دست خالى بازنگردد جواب نامهء پادشاه انگلستان را كه سر به مهر بود به وى سپردند .
حقيقت اينست كه جواب درشت و ناهموار صدراعظم به نمايندهء كمپانى خلاف نزاكت و آداب سياسى بود ، زيرا رعايت كليّه جوانب و مواد قراردادها در عرف بينالملل واجب و لازم مىنمايد . امّا بايد اقرار و اعتراف كرد كه انگليسيان نيز حق نداشتند تا مدّتى نامحدود به آزادى و بدون پرداختن عوارض گمركى در ايران بازرگانى كنند ، و هر سال پنجاه هزار ليور به ازاى خدمتى كه پنجاه سال پيش انجام كرده بودند و هزاران بار پاداش آن را گرفته بودند طلب كنند .
امّا نامههايى كه فرستادهء كمپانى فرانسوى به عنوان شاه و ناظر فرستاده بود چنان ناهنجار و نامناسب بود كه در خور آوردن نيست . اين نامهها روز اوّل مه 1671 نوشته شده بود ، و در آن بدون مناسبت پيروزيهاى پادشاه فرانسه بر هلنديها شرح شده بود ، و حال اين كه اين اتّفاق سال بعد روى نموده بود . همچنين باز بدون ارتباط و مناسبت در آن درج شده بود كه درآيندهء بسيار نزديك به طور كلّى دشمن از پاى در خواهد آمد . در نتيجه واقعيت اين نكته كاملا آشكار و مسلم شد كه روحانيان وقتى از كارهاى معنوى و اخروى كه وظايف خاصّ آنهاست به امور سياسى و دنيوى بپردازند حاصل آن جز خسارت و دردسر و سرافگندگى نخواهد بود . در اين مورد چون نامههاى فرستادهء كمپانى فرانسوى به رهنمايى و تلقين و تقرير رئيس گروه مبلغان كاپوسن مقيم اصفهان تنظيم يافته بود چنين مطالب نادرست و نامناسب در آنها درج شده بود .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 661
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٦١