اظهار داشتند كه سفير مأمور بود حركت فرستاده فوق العاده پادشاه خود را درآيندهء نزديك به دربار ايران به شاهنشاه عرضه بدارد . ولى بعد فاش شد كه از سوى دوك اعظم پيشنهاد كرده در ائتلاف مسكوى و لهستان عليه عثمانى شركت جويد . امّا پادشاه ايران با اين پيشنهاد موافقت نكرد ، ولى وعده داد اگر مسكويها و لهستانيها به عثمانى حمله برند ، و اطمينان دهند بدون شركت و موافقت پادشاه ايران با تركها آشتى نخواهند كرد شاهنشاه به بغداد حمله مىكند . اين فشرده جوابى بود كه به سفير داده شد ، او را براى رساندن پاسخ روانه مسكوى كردند . سفير پافشارى و اصرار زياد كرد كه جوابى صريحتر و مطمئنتر به او بدهند ؛ ولى صدراعظم با گفتن اين كلمات دهانش را بست و وادار به سكوت كرد . گفت : مسيحيان بسيار بار پادشاهان ايران را عليه عثمانيها برانگيخته و وادار به جنگ كردهاند ، امّا هر بار بدون جلب رضا و موافقت پادشاه ايران به جنگ پايان دادهاند و با دشمن صلح كردهاند .
سپيدهدم روز بيست و هفتم صدراعظم مرا به قيد فوريت احضار فرمود . در آن وقت هنوز در بستر بودم ، و ستوربان و خدمتگرم در خانه نبودند . به فرستادگان صدراعظم گفتم شما برگرديد همين كه ستوربان و نوكرم آمدند بىدرنگ حضور صدراعظم مىآيم . آنان به خنده گفتند : آقا ، چه مىفرماييد ، مگر ما جرأت داريم بىآن كه شما را ببريم برگرديم . همان دم يكى از آنان به اصطبل رفت ، و يكى از اسبها را به زير زين كشيد . ديگرى لباسهايم را آورد و كمك كرد تا بپوشم ، و در آن هنگام من زحمتى جز پوشيدن لباسم نداشتم . همين كه پايين آمدم چهار سوار ديگر فرا رسيدند تا من در رفتن شتاب بيشتر كنم . چون نوكرم نبود كه همراه و در قفايم بيايد ناراحت بودم ؛ زيرا رسم بزرگان اينست كه هرگز تنها ، بىآنكه يك يا دو نوكر پشت سرشان نباشد حركت نمىكنند . آنان چون نگرانى و ناراحتى مرا دريافتند گفتند ما در اين ساعت جاى نوكرهاى شما را مىگيريم ، و پشت سرتان حركت مىكنيم ؛ و به وقت بازگشتن نيز نوكرانى را مأمور اين كار مىكنيم ؛ و توجّه بدين دقيقه مرا آگاه كرد كه در ايران نوكران و فرمانبران چه بسيار مىكوشند كه فرمان مخدومان خود را هرچه زودتر و بهتر انجام دهند . به سخن ديگر اگر بزرگ و صاحبمقامى نوكرش را در پى كسى بفرستد نمىتواند پس از مدّتى بى او برگردد و بگويد در خانه نبود يا نيامد ، يا او را پيدا نكردم . اين جوابها مورد قبول نيست بايد به هرگونه ميسّر است وى را بيابد و بياورد ؛ در غير اين صورت به سختى مجازات مىشود .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 655
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٥٥