من براى آرامش خاطر و خشنودى خاطر فرستادگان صدراعظم ، و آگاه شدن از علّت احضارم كه مايهء تشويش و نگرانى خاطرم شده بود به سرعت هرچه تمامتر حركت كردم . چون به حضور رسيدم صدراعظم فرمود به منظور ترجمه كردن نامههاى پادشاه انگليس و كمپانى فرانسه مرا احضار كرده است . وى همهء نامهها را به دستم داد ، و به دو تن از منشيانش دستور داد مرا به اتاقى ببرند و در آنجا ترجمهء نامهها را بنويسند .
نمىدانم ترجمهء من پسند صدراعظم نيفتاد يا بر اين نيّت بود براى اطمينان خاطر از صحّت آن ترجمههاى ديگرى نيز از آن نامهها داشته باشد . به هر روى من كوشش بسيار كردم آن مراسلات را هرچه زيباتر ، رساتر ، و درستتر به فارسى برگردانم . سپس رونويسهايى از آن برداشتم . نامهء پادشاه انگليس به زبان انگليسى بود . آن را با آب طلا و رنگ سياه روى يك پوست بزرگ دباغى شده نوشته بودند ، بالا و حاشيه دو طرف آن به عرض شش انگشت به صورت زيبايى به شيوهء مينياتور شده بود . تصوير شاه ، نقش اسلحه و سكّهاش ميان يك نقشه و طرح تو در تو و پرپيچ و خم نقش شده بود .
اكنون پيش از آن كه رونوشت نامهء پادشاه انگليس را بياورم مناسب مىدانم مقدمة دربارهء چگونگى ايجاد و استقرار روابط انگليس با ايران به اختصار اشارت كنم .
نخستين مراحل مراوده و ارتباط انگليس با ايران از سال 1613 ميلادى برقرار گرديد . « 1 » به عبارت ديگر در اين سال پاى انگليسيان به ايران بازشد . مردم در بندر عباس به گرمى و خوشرويى آنان را پذيره شدند ، ولى پرتغاليها كه در جزيرهء هرمز واقع در سه فرسنگى بندرعباس داراى تأسيسات و تشكيلات تجارى گستردهاى بودند ،
هامش
( 1 ) - انتونى جنكينس) Anthony Genkinson (نخستين سفير انگليس به سال 1562 ميلادى برابر 941 خورشيدى در زمان پادشاهى شاه تهماسب به ايران آمد . پس از مدتى جون نو برى) John New Berie (به فكر تأسيس دفتر نمايندگى تجارى در هرمز افتاد ، امّا در سال 1583 ميلادى برابر 961 خورشيدى به جهاتى نااميد و منصرف شد . در سال 1615 ميلادى مطابق 993 خورشيدى زمان سلطنت شاه عباس اوّل دو تن از عاملان كمپانى هند شرقى انگليس به نام ريشارد استيل) Richard Steele (و جون كروتر) John Crowther (موفق به تحصيل اجازهء تأسيس يك شركت تجارى شدند .