صندوقهاى خاصّى كه هركدام جاى نگهدارى نوعى پارچه است ، انتقال يافت .
همان روز پس از صرف ناهار در خانهء ناظر ، سخن گردان گردان به موضوع شرفيابى فرستادگان كمپانى فرانسه و عامل انگليس و نقار و رقابتى كه بر سر تقدّم و تأخر باريابى روى داده بود انجاميد از من پرسيدند آيا در اروپا هم ميان افراد مهم رسمى بر سر چنين موضوعهاى جزيى و كماهميّت جر و بحث درمىگيرد ؟ من در حالى كه خنده بر لب داشتم جواب دادم : بلى ؛ و حق با آنهاست كه در اين مورد چندين سختگيرى و پافشارى كردهاند . رجال سياسى اروپا اتفاقا به چنين موضوعها اهميّت زياد مىنهند ، و آن را در شمار مسائل مهم و قابل تأمّل به حساب مىآورند .
حتى بسا اتفّاق مىافتد كه دولتها در چنين موارد براى حفظ شؤون خود رودرروى هم مىايستند و خطّ و نشان مىكشند .
ميرآخور كه در آن انجمن حضور داشت گفت : چه نيكبخت و خاطرآسودهاند مسلمانان كه براى اين مسائل سست و بىاعتبار هرگز خود را به زحمت و دردسر نمىاندازند ؛ و حيثيّت و ارزش معنوى خويش را وابسته به اين قيد و بندهاى فاقد ارزش نمىدانند .
ضمن اين گفتگوها و نقل خبرهاى تازه اين سخن در ميان آمد كه صبح امروز به فرمان صدراعظم دويست ضربه چوب به پاى يك ملّا زدهاند گناه وى اين بوده كه نامهء تظلّمآميز افسران جزء توپخانه را چنان متكلف و مغلق نوشته و ضمن بيان مقصود آنقدر تملق و تعارف مهجور و دور از ذهن به كار برده كه درك معنى آن دشوار بوده است . بعد از آن كه ملاى بدبخت طعم تلخ اين تنبيه سخت را چشيد صدراعظم وى را احضار كرد . چون راه رفتن نمىتوانست مأموران وى را به حضور بردند . شيخ على خان پرخاشگرانه به او گفت : صدراعظم آنقدر كار دارد كه فرصت برايش نمىماند مدت زيادى وقتش را صرف كشف رمز نوشتههاى تو كند ، و مقصود و مأمول عارض را از ميان تحرير تو بيابد . از اين به بعد بايد عريضههاى مردم را چنان ساده و بىتكلّف بنويسى كه مفهومش كاملا روشن باشد ، و اگر بار ديگر جز بدين دستور عمل كنى مىفرمايم دستت را از تن جدا كنند .
روز بيست و سوّم صدراعظم نامههايى را كه سفيران به حضور شاهنشاه و ناظر نوشته بودند به مترجم شاه كه مردى پرتغالى و برگشته از دين بود ، داد تا آنها را به فارسى برگرداند . او پيش بسيارى از ايرانيان ادعا كرده بود كه زبان مردم همهء
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 653
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٥٣