تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
اندازه‌هاى مختلف ساخت چين ؛ هفتاد ليور چاى ؛ چهار سينى بزرگ پراز شمعهاى كافورى ساخت گواى هند ؛ چهار قبضه تفنگ طلاكوبى شده بسيار قشنگ و ظريف ؛ دو جفت طپانچه طلاكوبى شدهء ظريف ؛ چهار توپ جديد با پايه ؛ دو دستگاه زنبورك قلمزده كه علامت كارخانهء سازنده روى دستگاه نشانه‌گيرى آن حك شده بود ؛ پنجاه كيسهء فلفل هر كيسه به وزن صد و سى ليور . از آن پس هداياى عامل انگليس از نظر پادشاه گذشت . اين هدايا به شرح زير بود : سى پارچه ماهوت انگليسى ؛ چهل عمامهء ابريشمين زربفت ؛ چهل قطعه ساتن به رنگها و نقشهاى گوناگون ؛ سى قطعه تافته ؛ بيست قطعهء تافته داراى خطوط زرين و سيمين ؛ دوازده قطعه پرنيان منقش به شاخ و برگ ؛ چهل پارچه كارد و چنگال كه دسته‌هاى آنها كهربا بود . آن‌گاه هداياى امير الحاج به معرض نمايش گذاشته شد . اين هدايا عبارت بود از پنج رأس اسب اصيل عربى و يك زين نقره با غاشيهء ماهوت زرتار . از آن پس هداياى دو صاحب مقام مهم ديگر به معرض تماشا گذاشته شد . يكى تحفه‌هاى حاكم جرون كه پسرش آورده بود و شامل شش اسب نژاده ، سى قطعه پارچه ظريف و نفيس هندى ؛ بيست قطعه پارچهء زربفت بود . و ارمغان ديگر از آن حاكم گنجه « 1 » يكى از شهرهاى ارمنستان بود ، و آن چند سگ شكارى بود . از جايى كه شاه نشسته بود و به زمين مىنگريست تشخيص دقيق هدايا امكان نداشت . براى پادشاهان ايران چندان هديه و تحفه مىآورند كه چشمشان به ديدن آنها عادت كرده ، و اين‌گونه ارمغانها در نظرشان ارج و قدر ندارد . وزيران به وى مىگويند كه اين هديه‌ها چيست و از كجا رسيده و كه فرستاده ، و اگر به ديدن يكى يا بعضى از آنها مايل بود به هرجا بخواهد مىبرند و در معرض تماشايش مىگذارند . پادشاه به منظور نمايش دادن قدرت و شوكت و شكوه خود از آن بالا به اين هدايا هرچند گرانبها و كم‌مانند باشد به نظر حقارت و بىاعتنايى مىنگرد ، و با بىتفاوتى آنها را مىپذيرد . چنين مىنمايد اينها قابل و لايق ديدن وى نيستند . پس از آن كه همه هدايا از نظر پادشاه گذشت همچنانكه هفتهء پس از
هامش
( 1 ) - نام كنونى گنجه كيروآباد) Kirovolad (و يكى از شهرهاى آذربايجان شوروى است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 650 | ژان شاردن / اقبال يغمايى