تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
قصر ، وى را از اسب پياده كرد . سپس در حالى كه مهماندارباشى پيش مىرفت سفير و معاون و پزشك و مترجم در كنار هم و به دنبال او حركت مىكردند . نامه‌اى كه از سوى كمپانى به عنوان شاه ساخته و پرداخته بودند ، و در كيسه‌اى زربفت جا داشت به دست مترجم بود . دنبال سفير و همراهانش دو نوكر ، دوازده پاسدار و گروهى خدمه كه همه فرانسوى بودند و لباس محلى بسيار زيبا و باشكوهى به تن داشتند در حركت بودند . وقتى سفير به كاخ رسيد او را روى يكى از پله‌هاى كاخ واقع در طرف چپ زير سر در نشاندند ، و مهماندار براى هدايت عامل انگليس « 1 » رفت ، و او را با همان تشريفات پيش فرستادهء كمپانى آورد . معاون و ده عضو ، چهار مترجم ، ده خدمتگر به دنبالش بودند . خدمتگران همه ملبس به لباسهاى محلّى خوب بودند . عامل انگليس را روبه‌روى فرستاده كمپانى فرانسوى روى همان پلّه نشاندند . پس از مدّتى كوتاه امير الحاج مرد عربى كه رياست كاروانهاى زائران مكه را از طريق بصره به عهده داشت وسيلهء يكى از معاونان امور تشريفات به آن‌جا هدايت شد . مقارن ساعت ده اين سه تن را در حالى كه سفير كمپانى فرانسه در جلو بود براى شرفيابى وارد تالار كردند . به هريك اين شخصيّتها اجازه داده شد كه مترجم و دو تن از همراهان خود را به تالار بياورد . و يك ربع ساعت بعد هداياى اين سه فرستاده را از نظر شاه گذراندند . تحفه‌هاى فرستاده كمپانى فرانسه شامل اين چيزها بود : يك رشته زمرّد و الماس ؛ يك انگشترى زمرد ؛ يك حلقه ياقوت پشت گلى ( نيم رنگ ) ؛ يك جعبهء مخصوص جاى عكس مزين به الماس و زمرد كه عكس مينانشان شاه در آن بود ؛ دو چلچراغ كريستال ؛ چهار آينهء كريستال به بلندى پنج پا كه دوتاى آن حاشيهء مس مفضّض داشت ، و دوتاى ديگر كريستال ؛ تصوير تمام قدّ پادشاه فرانسه كه داراى قاب چوبى مطلّا بود ؛ يك كيسهء عنبر به وزن پنجاه و هشت اونس ؛ دو شيشه اسانس ميخك ؛ چهار قطعه پارچه زربفت هر كدام به درازاى بيست اون
) Aune (
؛ سه قطعه ساتن ؛ پنج مارك تورى ابريشمى ؛ هفت قطعه كتان سفيد بسيار ظريف بافت هند ، هر قطعه به طول چهار اون و نيم ؛ شش تخته فرش ابريشمى زربفت ساونرى
) Savonnerie (
؛ دو هزار و سى و سه اون ماهوت بافت پاريس ؛ چهار دوربين نجومى هر كدام به طول سه پا ؛ سيصد و شش پارچه ظرف چينى به
هامش
( 1 ) - اسم عامل انگليس رولت) Roolt (بود .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 649 | ژان شاردن / اقبال يغمايى