تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
چنان از غذاهاى گوناگون مطبوع انباشته شده بود كه هر كدام براى سير كردن پانزده نفر گرسنه پراشتها كفايت مىكرد . با هر سينى يك كاسهء پراز شربت ، يك بشقاب سالاد ، و دو جور نان آوردند ، سينى شاه را در حالى كه روى چيزى زنبه مانند ساخته شده از طلا نهاده بودند آوردند . پس از برچيده شدن سفره شاه بىآن كه با سفيران و فرستادگان دولتهاى خارجى يك كلمه صحبت كند ، يا با اشارهء سر به آنان توجّهى نمايد ، از تالار بيرون شد . پس از رفتن شاه نخست سفير لزگى از تالار بيرون آمد و ناظر سوار شدن و رفتن او بود . وى متوقّع بود اسبش را به همان‌جا كه فرستادهء لزگى سوار شده بود بياورند ، امّا ميهماندارش به وى اطلاع داد كه طبق رسوم و ضوابط مشخّص بايد در همان‌جا كه از اسبش پياده شده سوار شود . سفير سماجت مىورزيد و اصرار داشت همان تشريفاتى را كه دربارهء فرستادهء دربار لزگى اجرا شده در حقّ وى معمول دارد . او براى تحقق يافتن درخواست خود قريب يك ربع ساعت پافشارى و اعتراض مىكرد ، پا به زمين مىكوبيد ، و به نشان عدم رضامندى و خشم و هيجان كلاهش را بالا و پايين مىبرد . امّا اين همه بىاثر ماند و ناچار شد پياده به همان‌جا كه از اسبش پياده شده بود برود و سوار شود . و سبب ترجيح نهادن يكى بر ديگرى اين بود كه اصولا دربار ايران نظر به مصالح سياسى و همسايگى و اجتماعى خود و ايرانيان بر اطلاق در بزرگداشت مسلمانان كه هم كيش آنانند بيش از پيروان اديان ديگر مىكوشد و رعايت حالشان را مىكند . فرستادهء مسكوى را كه بازرگانى ساده بود و براى سر و صورت دادن به تجارت بىرونق و مختصر خود آمده بود به مناسبت همجوارى و مصالح سياسى در پذيراييها و رفت و آمدهاى رسمى بر فرستادگان كمپانيهاى معتبر فرانسه و انگليس مقدم مىداشت . و نيز در جلب رضا و خشنودى خاطر سفير لزگى كه نمايندهء قومى نيم وحشى و كوه نشينند ، و باجگزار ايران نيز مىباشند بيش از ترضيهء خاطر فرستادهء مسكوى مىكوشيد ؛ و باز به همين دليل ميهماندارباشى را مسؤول پذيرايى و مراقبت از فرستادهء مسكوى كرده بودند ؛ امّا مأمور پذيرايى لزگيها يكى از مقامات برجسته كلّ تشريفات بود . احتراماتى كه در مجموع نسبت به همهء سفيران و فرستادگان به عمل آمد متناسب با شرايط و ضوابطى خاصّ بود ؛ امّا به طور كلّى در جريان برگزارى نمايشهايى كه در ميدان شاه به معرض تماشا گذاشته شد احترام سفير لزگى بيش از ديگر سفيران
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 645 | ژان شاردن / اقبال يغمايى