يك چلچراغ كريستال منقش ، نه آيينهء كوچك كريستال حاشيه منقّش ؛ پنجاه قطعه پوست سمور ؛ صد و بيست ذراع ماهوت قرمز و سبز ؛ بيست بطرى عرق مسكوى .
و هداياى سفير لزگى عبارت بود از پنج پسر بچهء خوشصورت كه همه جامهء زربفت به تن داشتند ، زره پوشيده بودند و به سان سواران مسلّح بودند .
هداياى فرستادهء بصره عبارت بود از يك شترمرغ ، يك بچه شير و سه رأس اسب تازى .
مقارن اين احوال اتفاق خندهآورى روى نمود . توضيح اين كه آنان كه روز قبل هداياى فرستادهء كمپانى فرانسه را آورده بودند چون نمىدانستند روز گذراندن ارمغانهاى فرستادهء كمپانى به تأخير افتاده در دنبال حاملان هداياى سفيران ديگر ايستاده ، و منتظر نوبت بودند . پيشكشنويس كه مسؤول تحويل گرفتن هداياست ، چون آنان را در آنجا ديد سخت برآشفت ، با ضربات چوبى كه به دست داشت آنان را دور كرد ، و دستور داد هدايا را بردارند و ببرند و هشت روز بعد كه نوبت آنهاست برگردند .
پس از اين كه مراسم گذراندن هدايا از نظر شاه انجام پذيرفت طنبورها ، شيپورها و بعضى ادوات ديگر موسيقى به صدا درآمد ؛ و اين نشان آغاز شدن بازيها و نبردها بود . ديرى نگذشت كشتىگيران ، جنگندگان با جانوران وحشى و شمشيربازان به ميدان درآمدند نگهبانان جانور درنده آنان را به طرف گاو نر جوانى كه زياد دور نبود جهاند . اصولا آنان كه جنگ شير با گاو جوان يا بز نر را ترتيب مىدهند ، مبارزهء اين دو را چنان مىپردازند كه گاو به هر صورت از پاى درآيد . ترتيب عمل چنين است . كه نگهبانان شير آن را در موقع و فضايى كه كاملا براى حمله آماده باشد قرار مىدهند ، و برعكس گاو نر را در محلّى نامساعد رها مىكنند . گاو نر همين كه چشمش به شير مىافتد مىگريزد . شير به سرعت تمام به دنبالش مىجهد ، و چون راه گريز به گاو بسته است در تنگنا و بنبست مىافتد ، و ناچار به دفاع مىپردازد . در اين هنگام نگهبانان به حمايت شير برمىخيزند ، و گاو را به ضرب تير مجروح مىكنند و خونش را به شير مىدهند تا بياشامد . سبب اين كه رها نمىكنند تا گاو نر با شير بجنگد و از خود دفاع كند اينست كه شير نشان پادشاهان ايران است و اخترگران و پيشگويان و خرافهپردازان مىگويند كه اگر شير در حملهء نخست گاو را نشكند
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 641
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٤١