تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
بدون درنگ او را تا نزديك تالار محلّ حضور شاه برد . ايشيك آقاسىباشى كه مسؤول هدايت سفيران و بزرگان به حضرت شاه است ، او را وارد تالار كرد ، و فرستادهء لزگى به افتخار آستان‌بوسى شاهنشاه سرافراز شد . رسم زمين‌بوسى اينست كه سفير يا فرستادهء پادشاه يا سفير جمهور تا چهارقدمى رو به روى پادشاه پيش مىرود سپس مىايستد و بدون وقفه زانوهايش را به زمين مىزند و سه بار به حالت سجود سرش را چندان به زمين نزديك مىكند كه پيشانيش به زمين تماس مىيابد . آن‌گاه از زمين برمىخيزد ، راست مىايستد ، نامهء پادشاه متبوع خود را به ايشيك آقاسى « 1 » تسليم مىكند او نامه را به صدر اعظم مىدهد ، و صدراعظم آن را به شاه تقديم مىدارد . پادشاه بىآنكه نامه را بخواند طرف دست راستش مىگذارد ، آن‌گاه سفير را به جايى كه قبلا برايش در نظر گرفته شده هدايت مىكنند . يك ربع ساعت پس از ورود فرستادهء لزگى به ميدان ، سفير مسكوى نيز از همان گوشهء شرقى به ميدان آمد . او سوار بر يكى از اسبهاى شاه بود ، زيرا آن‌قدر فقير و نادار بود كه حتى يك اسب نداشت كه بر آن سوار شود . مأمور راهنمايى نيز همراهش بود ، و همين كه به صد و پنجاه قدمى مدخل كاخ محل پذيرايى رسيدند راهنما از اسب به زير جست ، و سفير را نيز به فرود آمدن دعوت كرد . نمىدانم سفير مسكوى خبر داشت كه فرستادهء لزگى تا صد قدمى در سواره پيش رفته يا به منظور نشان دادن حشمت و جلال پادشاه متبوع خويش پافشارى مىكرد كه همچنان سواره پيش برود . از اين‌رو با اين كه نوكران رهنما زمام اسبش را گرفته بودند تا جلوتر نرود چندبار مهميزش را به پهلوى مركوبش زد و اسب نيز سه چهار قدم پيش نهاد . امّا نوكران راهنما براى اين كه اسب سفير به جاى خود بازگردد با چوبى كه در دست داشتند چند تركه به بينى اسب زدند . سفير نيز به ناچار از اسب فرود آمد . منشى و
هامش
( 1 ) - ايشيك آقاسى كسى است كه منظم داشتن مجالس ضيافت و مجالس رسمى كاخ با اوست . براى اين كار افزون بر كليه دربانان و نگهبانانى كه براى پاسدارى بيرون و درون كاخ زيرفرمان دارد گروه ديگرى نيز به اختيار اوست تا در موقع ضرورت از وجودشان استفاده كند . يكى ديگر از وظايف مهم ايشيك آقاسى هدايت سفيران در مجالس رسمى به جاى خاصّى است كه براى آنان پيش‌بينى و معيّن شده است . همچنين وى در مجالس رسمى در حالى كه چوبدستى زرين گوهر نشان در دست دارد همواره پشت سر شاه ايستاده و چشم به دست و دهان پادشاه دوخته تا اگر فرمانى داد يا با دست و چشم اشارتى كرد بىدرنگ اجرا كند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 639 | ژان شاردن / اقبال يغمايى