روبهروى در بزرگ دو كالسكه كه به سبك هنديان و بسيار مجلّل و عالى و تماشايى ساخته شده بود و به رسم هنديان وسيلهء گاوها كشيده مىشد به نظر مىرسيد .
رانندگان كالسكهها نيز هندى بودند ، و لباس محلّى خود را بر تن داشتند .
در طرف راست دو غزال - قسمى مرال ماده كه مويشان كاملا سپيد و شاخشان بلند و راست و تيز است - و در طرف چپ دو فيل كه چندين حلقهء نقره به دست و پا و خرطومشان آويخته شده بود ، و پايشان را با زنجير نقره بسته بودند ديده مىشدند . در كنار اين دو فيل بزرگ كه روى هر كدام را غاشيهاى زربفت پوشانده بودند كرگدنى وجود داشت . دانشمندان جانورشناس بر اين اعتقادند كه فيل و كرگدن مخالف سرسخت يكدگرند ؛ و اگر با هم رويارو شوند بىموجبى با هم مىجنگند ، و دشمنيشان هرگز به آشتى نمىانجامد . اما به رغم گفتهء ايشان اين دو جانور بىآنكه به جدال برخيزند در كنار هم آرام و شكيبا ايستاده بودند .
در دو گوشهء ميدان چند قوچ و چند گاو نر را گردش مىدادند تا براى جنگيدن آماده شوند . همچنين در اين گوشه ميدان جوانانى كه هنرشان جنگيدن با جانوران بود ، عدهاى كشتىگير ، و گروهى شمشيرباز خود را مهيّا كرده بودند تا به محض اين كه اجازه يابند هنر خويش را بنمايند . بالاخره در هشت يا ده نقطهء ميدان دستههاى مسلّح گارد شاه به صف ايستاده بودند . جاى شرفيابى تالار وسيع و باشكوه بالاى سر در بزرگ كاخ سلطنتى معيّن شده بود ، و اين مجلّلترين و بهترين تالاريست كه به عمر خود در سراسر جهان ديدهام . اين تالار در چنان بلندى بنا شده كه اگر كسى از آن بالا به ميدان بنگرد بالاى افرادى كه در پايين مىگذرند به چشمش به اندازهء دو پا مىنمايد ؛ و برعكس اگر كسى از ميدان به آن اتاق بزرگ نگاه كند شناختن اشخاص را از يكديگر نمىتواند . شرح و وصف اين اتاق بزرگ و مجلل در فصل مخصوص به بناهاى اصفهان آمده است .
شاه ساعت نه صبح وارد اتاق شد . قريب سيصد تن از درباريان همراهش بودند . اندك زمانى بعد سفير لزگيها از گوشهء شرقى وارد ميدان شد . لزگيها خراجگزار پادشاه ايرانند ، و در سرزمينى كوهستانى واقع در مرز ايران نزديك مسكوى و مجاور درياى خزر زندگى مىكنند . سفير لزگيها جوانى خوشسيما ، خوشپوش بود ، و دو نفر سوار و چهار پياده به دنبالش بودند . يكى از كمككاران مسؤول تشريفات وى را هدايت ، و درصد قدمى سر در بزرگ از اسب پياده كرد . سپس
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 638
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٣٨