تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
است هرگز مخلوط يا مفقود نمىشود چه همه حاملان هدايا در نگهدارى آنها به جان مىكوشند ، و هيچ‌كس جرأت ربودن آنها را ندارد . افزون بر اين ايرانيان بر اطلاق معتقدند كه دست درازى به آنچه از آن شاه است گناهى عظيم است ؛ و اين ضرب المثل ميان آنان ساير است كه : دريا نيز آنچه را از شاه مىربايد به وى باز پس مىدهد . انگليسيان وقتى باخبر شدند كه شوراى وزيران حق تقدم را در گذراندن هدايا براى هيأت فرانسوى قائل شده است سخت ناراحت شدند . مترجم آنان كه مردى زيرك ، چاره‌گر و زبان‌ور و پرافسون بود ، و با همه وزيران نيز سر و سرّى داشت ، و در چنين موارد هرگز آرام نمىنشست به تلاش و تكاپو افتاد و چندان عشوه‌دهى و سخت‌رويى كرد كه هيأت وزيران ناچار شد همان شب در حضور شاه در اين‌باره مشورت و تبادل‌نظر كند . سرانجام قرار شد فردا مسكويها هداياى خود را از نظر شاه بگذرانند و هشت روز بعد نوبت هيأتهاى فرانسوى و انگليسى باشد . نخست‌وزير در تأييد اين نظر به منظور رفع كلّى اختلاف گفت : مسكوى همسايه و دوست ماست . زمانى دراز است كه ما با هم روابط بازرگانى داريم ، سالهاست سفير مبادله مىكنيم در حالى كه به كشورهاى ديگر آشنايى زياد نداريم . شايد آن‌چنان كه فرستادگان آنها مىگويند پادشاهشان قدرتمند باشد ، امّا كشورشان چندان از ما دور است كه خبرشان كم و به زحمت به ما مىرسد . بنابراين مصلحت ايجاب مىكند به همسايهء خود بيش از آنها بپردازيم . روز شانزدهم ساعت هشت صبح سراسر ميدان شاه جارو و آب‌پاشى شده بود و بدين‌گونه تزيين يافته بود : در فاصلهء بيست قدمى در بزرگ ورود به كاخ شاه ، نزديك آن دوازده رأس بهترين و اصيل‌ترين اسبهاى شاه ، شش رأس اين طرف در و شش رأس آن سوى در برپا داشته بودند . زين و برگ اين اسبها به زيباترين گونه آراسته بود . زين و برگ چهار اسب مرصع به زمرّد ، زين و برگ دو تا ياقوت نشان ، زين و برگ دو تا مرصع به سنگهاى رنگين گرانبها بود كه در ميانشان دانه‌هاى الماس نشانده بودند . زين و برگ دو تا طلاى مينانشان ، و زين و برگ دوتاى آخر زر سره بىغش صاف و صيقلى بود كه از غايت صفا مىدرخشيد . افزون بر دهنه اسبها كه بدين تزيين بود ركاب ، قاچ و جلو و دنبالهء زين همهء اسبها گوهرنشان و به كمال زيبايى بود . غاشيهء آنها كه بعضى با تارهاى زرين قلابدوزى و به دانه‌هاى مرواريد تزيين