تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
خيلى بزرگ‌تر ، باشكوه‌تر ، و پرخرج‌تر است . هنگامى كه مشغول تماشاى كاخ بودم برايم شربت و شيرينى و قهوه آوردند ، و با نهايت مهربانى از من پذيرايى كردند . مناسب است بگويم من اكنون در كشورى به سر مىبرم كه مردم آن به مهمان‌نوازى شهره‌اند ، و به جرأت مىتوان گفت كه در سراسر گيتى هيچ مملكتى وجود ندارد كه مردمانش چنين نرمخو و مهربان و مهمان - دوست باشند . در آن هنگام سخت سرخوش و شادمان بودم ، و بيشتر خوشحاليم از اين رؤياى شيرين بود كه اميد داشتم مقدار زيادى از جواهراتم را بفروشم . از اين جهت آن پذيرايى مهرآميز در نظرم جلوهء زياد نداشت زيرا مىدانستم در ايران هر نيكى به منظور خاص و جلب منفعتى انجام مىگيرد . بعد از سپرى شدن مدت دو ساعت خواجه‌سرايان همه جواهراتى را كه به حرم فرستاده شده بود در دو سينى بازآوردند . در يكى از آن دو سينى جواهراتى كه مورد پسند شاهزاده خانم همسر مجتهد افتاده بود قرار داشت ، و من پس از اين كه صورت قيمت آنها را نوشتم و در همان سينى نهادم ، بازگرداندم . روز پانزدهم از سپيده‌دم ميدان شاه را از مغازه‌داران و دستفروشان كه معمولا به خريد و فروخت كالاهاى خود مشغول مىشدند خلوت و خالى كردند . زيرا شاه تصميم كرده بود روز بعد به همه سفيران و فرستادگان كشورهاى خارجى مقيم دربار پايتخت بار عام بدهد . از همان روز سراسر ميدان را جارو و آب‌پاشى كردند . همهء راههايى را كه به ميدان مىپيوست بستند . نخست‌وزير وسيله ميهماندارباشى يا رئيس تشريفات كه مسؤوليت راهنمايى سفيران و فرستادگان خارجى را داشت به همهء سفيران خبر داد كه با هداياى خود براى تشرف به حضور شاه آماده شوند . فرستادهء كمپانى هند شرقى فرانسه كه خود به تنهايى اجازهء شرفيابى تقاضا كرده بود در شگفت ماند چه روى نموده كه شاه همه را نزد خود خوانده است ؛ و بيشتر تعجّب وى حضور مدير كمپانى انگليسى مقيم اصفهان بود . وى مردى باكفايت ، هوشمند و لايق بود ، و پنهان از نظر ديگر سفيران و فرستادگان خارجى چندان اعمال نفوذ كرده بود كه وزيران موافقت كرده بودند هنگام شرفيابى وى بر همه مقدم باشد . فرستادهء كمپانى پس از وقوف بر اين واقعيت از نخست‌وزير گله و اظهار كرد كشور و ملّت فرانسه بر همه ممالك و ملل سر و برتر است ، و حقّ اوست كه در چنين مواقع بر همه سفيران و فرستادگان چه در خاور زمين ، و چه در سرزمينهاى باختر مقدّم باشد . اين
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 634 | ژان شاردن / اقبال يغمايى