محلّ اجتماع بود عمل ختنه را انجام داد و مختون را محمد ميرى نام نهادند . سپس او را به گرمابه بردند و جامهء سفيد و نوى بر او پوشاندند . در تمام طول اين مدت حاضران به شادى گرويدن حاكم كل ارامنه به دين اسلام ، دعا مىخواندند و صلوات مىفرستادند ، و از درگاه ذات حضرت احديّت مىطلبيدند به همهء مسيحيان ايران اين بينش و توفيق بزرگ كرامت فرمايد . پس از سپرى شدن دو ساعت سفره گستردند و غذاى بسيار از هرگونه روى آن چيدند . اين غذاها را از خانهء آقا زمان كارپرداز و مباشر مادر شاه آورده بودند ، زيرا افراد خانوادهء حاكم تازه مسلمان شده هنوز شرف تشرّف به دين اسلام را درنيافته بودند و دستپخت آنها پاك نبود . يك ماه بعد آقا زمان دختر خود را به زنى به محمد ميرى جديد الاسلام داد .
ختنه براى مردان سالمند دردناك و ديردرمان است و مختون پيش از سپرى شدن پانزده روز تا سه هفته نمىتواند راه برود .
روز چهاردهم به ديدار صدر « 1 » مجتهد بزرگ رفتم . او چند بار كسى را دنبالم فرستاده بود تا مقدارى از جواهراتم را براى شاهزاده خانم همسرش بخرد . در زمان حاضر دو مجتهد بزرگ در پايتخت وجود دارد يكى از آن دو مسؤول حفاظت و مرتب داشتن امواليست كه از طريق ميراث به پادشاه رسيده و او را مجتهد اموال خالصه مىگويند . دو ديگر مجتهديست كه متصدى و حافظ ميراث مردمان عادى است ، و اين مجتهد اموال خالصه بود كه مايل به ملاقات من بود ، و به ديدارش رفتم . اين بزرگوار پس از اين كه يكايك جواهراتى را كه من با خود برده بودم با خشنودى و رضاى خاطر و تيزنگرى مشاهده كرد در يك سينى سيمين بزرگ چيد و براى ديدن همسرش برد . خواستم برخيزم و بروم ، نگذاشت ، و براى اين كه از ماندن در آنجا كسل . و دلتنگ نشوم به دو نفر از كسانش فرمان داد مرا به گردش كاخش ببرند . هنوز ساختمان آن به پايان نرسيده بود . هر روز دويست نفر كارگر در آن كار مىكردند . اما خوب نمايان بود كه پس از خاتمه يافتن كار يكى از بهترين عمارتهاى اصفهان خواهد بود . معماران مىگفتند ساختمان تا از زيردست بنّا درآيد چهارصد هزار فرانك خرج دارد . اما بعدها شنيدم از اين مبلغ خيلى بيشتر خرج آن شده است . من فقط قسمت بيرونى ساختمان را ديدم ، و معلوم است قسمت اندرونى كه اختصاص به زنان دارد
هامش
( 1 ) - شاه اسماعيل منصب صدر را در دولت صفوى به منظور خاصى برقرار و علم كرد .