كه به عنوان پاپ فرستاد به تضرّع نوشت كه به اعتماد و اخلاص تمام سلطنت مطلق پاپ را مىپذيرد و تابعيت از كليساى رم را با صداقت تمام قبول دارد ، و از آن مقام عالى توقّع و انتظار دارد به نام خدا هرچه زودتر به وى ياريهاى مؤثر دهد تا بتواند خود و جامعهء ارامنه را از مشكلات و خطراتى كه امكان وقوع آنها مىرود در امان بدارد . اما اعزام اين هيأتها و ارسال اين نامهها براى ارامنه هيچ سود نبخشيد زيرا مبلّغان اگوستين و كارمها « 1 » چون به جلسهء مذاكرات دعوت نشده بودند به مخالفت برخاستند ، و به دربار پاپ نوشتند كه مستدعيات بطريق و ارامنه تنها به قصد جلب منافع شخصى ارائه شده است . از روى ديگر بازرگانان معتبر ارمنى وقتى از اقداماتى كه در جريان بود آگاه شدند سخت به هم برآمدند و برآشفتند زيرا به يقين مىدانستند اگر آنچه رفته بود برملا شود آنها را عامل مؤثر مىشمارند و به سختى مجازاتشان مىكنند . و اين وحشت و بيم بهجا بود ، زيرا شيخ عليخان صدراعظم مسلمانى متعصّب و پاكاعتقاد ، و از مسيحيت متنفّر و بيزار است ، و چنين مىپندارد ساحت پاك ايران بر اثر وجود پليد مسيحيان آلوده و ناپاك شده است ، و در انتظار يافتن بهانهايست كه خارجيان بالاخص مسيحيان را از سراسر كشور ايران بيرون كند .
بازرگانان معتبر ارمنى نيز فرصت را غنيمت شمرده ، از راههاى مختلف اسقف را در تنگنا قرار دادند كه در گروه مبلغان ، مخصوصا كجرويها و لجام گسيختگىهاى راهبهها را كه علنا كار زشت روسپيان را در پيش گرفته بودند جلوگيرى كند . آنها نه تنها از عمل نكوهيدهء خويش شرم و پروا نداشتند ، بلكه مايهء تشويق ديگر زنان به عالم فحشا مىشدند . « 2 » چون فضاحتها و رسواييهاى راهبهها از حدّ پردهپوشى گذشت ، و امكان بازگرداندنشان به راه عفاف و صواب نبود آنان را به
هامش
( 1 ) - هيأتهاى مبلغان پرتغالى نخستين هيأتهاى مذهبى بودند كه در زمان صفويان وارد ايران شدند . آنان در سال 1602 ميلادى 981 خورشيدى - به اصفهان درآمدند و به فعاليّت آغاز نهادند .
( 2 ) - يكى از جهانگردان در اينباره نوشته است : در يكى از ديرهاى جلفا پنجاه تا شصت راهبه جوان زندگى مىكردند . كارشان اين بود كه در جاهاى پرجمعيّت آواز مىخواندند و صدقه مىطلبيدند . آنان در بند نام و ننگ نبودند و به هرجا سرمىكشيدند ، و خود را از هر تعلقى آزاد مىدانستند . پابرهنه و در حالى كه روپوش سياهى بر تن داشتند دو به دو ، در كوچه و بازار مىگشتند . گاهى شاه براى سرگرم داشتن زنان و صيغههاى خود آنان را به دربار مىخواند . راهبهها در آنجا سرودهاى مذهبى مىخواندند ، يا مراسم ديگر بهجا مىآوردند .