تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
حقيرترين بندگان شاهيم عاجزانه و خاشعانه التماس مىكنيم رها نفرمايند كليساهاى ما كه در آنها دعاى بقاى ذات و دوام سلطنت پادشاه عادل پيوسته بر زبان مؤمنان جاريست مورد بىحرمتى قرار گيرد . اجازه دهند ما به كيش خويش باقى بمانيم و در سايهء رأفت و عطوفت شاه همچنان به عبادت بپردازيم ، و به آرامش زندگى كنيم ؛ و افزودند اگر ما به اجبار مسلمان شويم كارگزاران ما كه در اروپا به فعاليت اشتغال دارند از بازگشتن به ايران منصرف مىشوند ، و از اين‌رو خسارات مالى و معنوى فراوان به اين كشور وارد مىشود . افزون بر اين پادشاهان مسيحى از آن پس رها نمىكنند كه آنان در كشور ايشان همچنان به فعاليتهاى بازرگانى ادامه دهند . بعد از اين گفتگوها سخن به درازا نكشيد . پس از روى دادن اين وقايع گروه مبلغان و همهء ارامنه مقيم اصفهان به اسقف پيشنهاد و القا كردند براى پيشگيرى از تجديد وقوع اين حوادث ناگوار به پادشاهان مسيحى متوسّل شود و براى رهايى يافتن از اين دشواريها از آنان يارى بخواهد . اسقف پيشنهاد ايشان را پذيرفت ، و رأى مرا جويا شد من سزاوار نديدم اميدش را از اين گذرگاه ناگهان قطع كنم ، اما گردان گردان سخن را به آن‌جا كشاندم كه بايد در اين مورد با هشيارى و عاقبت‌انديشى بسيار عمل كرد . زيرا اگر بر اثر عدم موفقيت يكى از اين نامه‌ها در راه به دست مأموران دولت بيفتد ، يا يكى از ياران منافق ما تصميم و اقدامات ما را در اين زمينه آشكارا كند عواقب شوم سختى در پى خواهد داشت . حتى اگر بر اثر درخواست ما پادشاهان مسيحى نامه يا سفير به دربار ايران بفرستند شاه ايران نسبت به ما بدگمان خواهد شد . سرانجام راز از پرده بيرون مىافتد و حاصل عمل از بد بتر خواهد بود . مقارن اين احوال گروه مبلغان به وسيلهء سفير كمپانى فرانسه به ارامنه اظهار داشتند اگر حمايت آنان را از پادشاه فرانسه طلب كند البته وى مىپذيرد . اين تدبير در نظر همه مستحسن افتاد . اما جلب موافقت پاپ مستلزم شناختن اختيارات وسيع و تبعيت مطلق از فرامين وى بود . با اين همه بطريق به اميد ايمن داشتن افراد جامعه خود از تحميلات اسلام و رستن از تنگناهاى گوناگون به تحمل رنج تبعيت مطلق از پاپ تن در داد ، و پس از مذاكرات بسيار نامه‌هايى در اين باب به پاپ ، به جمعيت تبليغات ، به پادشاه فرانسه ، به اسقف مسؤول كل اعترافات نوشت . نامه‌هاى اسقف همه پرهيجان ، اضطراب‌انگيز و نگران‌كننده بود . در نامه‌اى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 622 | ژان شاردن / اقبال يغمايى