تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
در هفتم ، روزى كه بيمار و بسترى بودم ناظر يكى از منشيان خود را به عيادتم فرستاد و سرفرازم كرد . فرستادهء ناظر از قول وى بشارتم داد كه اگر مايل باشم هريك از پزشكان دربار را بخواهم براى عيادتم خواهد فرستاد . همچنين گفت مخدومش وى را مأمور كرده به من بگويد هرچه احتياج دارم نام ببرم تا فورا از انبار مخصوص ايشان آورده شود . روز بعد عده‌اى از بزرگان و صاحبان مقام از سر لطف و مرحمت به عيادتم آمدند و مرا قرين مباهات كردند . از جملهء آنان يكى از اخوان خوانسالار دربار ، برادر فرمانرواى قندهار بود ، و ديگرى رئيس قورخانهء اصفهان . وى كه مشاهده كرده بود من عرق بيدمشك مىخورم و آن را دوست دارم ، از سر لطف شيشه‌اى كه محتوى بيست پنت بود ، برايم فرستاد . در يازدهم دو پيك با خبرهاى وحشت‌انگيز يكى پس از ديگرى به پايتخت رسيد . آن دو خبر آوردند دوسوّم مشهد مركز ايالت خراسان ، و نصف شهر نيشابور ، و شهرك ديگرى نزديك اين شهر بر اثر وقوع زلزلهء سخت ويران شده‌اند . آنچه بيشتر مايهء تأثر و تأسف همهء مردمان بتخصيص مؤمنان شد آسيب رسيدن به مسجد مشهد بود كه مزار حضرت رضا در آنست . اين مسجد در سراسر مشرق‌زمين به عظمت و شكوه شهره است . گنبدش بر اثر زلزله كاملا فروريخته ، اما بنا بر آنچه مىگويند ديگر قسمتهاى بنا بدون آسيب به‌جا مانده است . شاه به محض مطّلع شدن بر اين حادثهء مصيبت‌بار يكى از شخصيّتهاى بزرگ دربار خود را براى سنجش خساراتى كه بر اين مكان مقدّس وارد آمده اعزام داشت ؛ و به او دستور داد بدون توقف زياد در راه خود را به مشهد برساند . چند روز بعد دو شخصيّت مهّم ديگر را به آن شهر فرستاد تا فرامين وى را دربارهء ترميم خرابيها به اولياى امور آن استان ابلاغ نمايند . روز پانزدهم مهماندارباشى كه يكى از وظايفش رهنمايى سفيران و پذيرايى آنان است همراه شخصيّتى كه مسؤوليت تحويل گرفتن هدايائى كه براى شاه مىآورند با اوست ، به ملاقات فرستادهء كمپانى فرانسه رفتند . مهماندارباشى از طرف صدر اعظم مأمور بود طىّ ملاقاتى با فرستادهء كمپانى و گفتگو با او ، از هدف و نيّت وى از مسافرت به ايران اطلاعات دقيق و درستى به دست آورد ، و ديگرى وظيفه داشت هدايايى را كه فرستادهء كمپانى فرانسه براى تقديم به