شاهنشاه آورده بود بازديد و صورتبردارى كند . مسؤول تحويل گرفتن هدايا پيشكشنويس ناميده مىشود .
روز شانزدهم فرستاده متشخصى از طرف پادشاه بصره براى عرض ابلاغ مراتب يگانگى و آشتى و صفا وارد اصفهان شد . شخصيّت مهمى به نام ميرحاجى يا امير الحاج نيز همراه وى بود . امير الحاج عنوان رؤساى كاروانهاى بزرگى مىباشد كه به زيارت مكّه مىروند . مكّه از جمله شهرهاى عربستان است ، و تا شعاع بيست فرسنگى آن براى مسلمانان آن سرزمين مقدس است . قصد و هدف اين دو از آمدن به پايتخت ايران اين بود تا از شاهنشاه استدعا و التماس كنند منع سفر كردن زائران را به مكّه از راه بصره لغو كند . توضيح اين كه چون عاملان بصره به زائران ايرانى هنگام درآمدن و عبور از آن شهر آزار بسيار مىكردند ، و ناروا عوارض سنگينى از ايشان مىگرفتند دربار ايران دستور داده بود از راه ديگر به مكه سفر كنند . اتخاذ اين تصميم و اجراى آن مردم بصره را از درآمد زيادى كه از اين راه نصيبشان مىكرد محروم كرد و بسى نگذشت بر اثر نقصان اين عوايد سرشار زندگى قاطبهء مردم بصره به تنگدستى و سختى انجاميد . پيش از آن هر سال قريب ده هزار نفر از راه بصره به مكه مشرف مىشدند ، و از چند سال پيش زائران راهى ديگر اختيار كرده بودند . پاشاى بصره ضمن نامهاى كه همراه اين دو شخصيّت به دربار ايران فرستاده بود معروض داشته بود كه وى خطاكارانى را كه مايهء ايذاء و آزار زائران ايرانى مىشدهاند به سختى مجازات كرده و همهگونه موجبات آسايش و رفاه و رضاى زائرانى را كه از بصره مىگذرند فراهم آورده ، و از اين پس مىتوانند بىهيچ نگرانى از پرداخت عوارض سنگين و مزاحمتهاى ديگر با خيال راحت از اين راه به زيارت مكّه بروند . امير الحاج متعهد شد كه از آن پس هيچيك از زائران ايرانى از مأموران بصره گله و شكايت نداشته باشد ، و چندان در اينباره پافشارى كرد كه استدعايش پذيرفته شد . از آن پس خيمهء بزرگى در بازار كهنه شهر بر پا داشت ، و اعلام كرد كسانى كه مايل به زيارت خانهء خدا مىباشند اعم از زن يا مرد مىتوانند به آنجا مراجعه و نامنويسى كنند ، و او با هزينهاى نه بسيار زياد ، وسايل مسافرت ايشان را فراهم مىكند .
روز هجدهم وقتى احساس كردم به لطف و عنايت حضرت پروردگار حالم خوب است ، بر اسب سوار شدم ، و براى عرض سپاسگزارى از احوالپرسى و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 616
مساهمون: ژان شاردن
ص٦١٦