مهرورزى ناظر به خانهاش رفتم . در مدّت بيمارى هفت بار به من تب عارض شد .
سه بار تبم شديد و آزاردهنده بود و چهار بار سبك ، همچنين براى مداوايم دوبار جوشاندههاى سبك ، و دوبار دوا به كار بردم . اطرافيانم سفارش و تأكيد بسيار مىكردند كه در مدّت بيمارى از زياد خوردن بپرهيزم تا زودتر بهبود يابم و من در بيست و چهار ساعت جز سه يا چهار اونس برنج پخته و مخلوط با شير بادام نخوردم . اما مجاز بودم كه آشاميدنى هرچه مىخواهم بنوشم ، و غالبا آب جو آميخته به عرق بيدمشك مىخوردم . باورم اين بود كه سلامت خود را از اثر و بركت عرق بيدمشك يافتهام . آشاميدن اين مشروب واقعا براى من فرحآفرين و لذّتبخش بود . عرق به معنى عصارهايست كه وسيلهء قرع انبيق از بسيارى گياهان گرفته مىشود . ايرانيان عرق بيدمشك را غالبا خالص يا آميخته با آب مىخورند ، و اين عرق مخصوصا براى فرونشاندن تب بسيار مفيد است . آن دسته از پزشكان اروپايى كه با مقتضيات اقليمى كشور ايران آشنايى كامل دارند بر اين اعتقادند كه عرق بيدمشك براى معالجه بسيارى از بيماريها سودمند است .
مقارن همين احوال خبر رسيد پرتغاليها با چند كشتى كوچك به سواحل خليج فارس پياده شدهاند ، و هدفشان محاصرهء مسقط يكى از شهرهاى عربى واقع در نزديك هرمز است . مدتهاست كه پرتغاليها با مردم مسقط به دشمنى برخاستهاند و با آنان مىجنگند ؛ اما هيچيك از دو طرف متخاصم وسايل كافى براى تحصيل پيروزى ندارند . مثلا پرتغاليها با اين سفاين كوچك و معدود خود هرگز نمىتوانند مسقط را محاصره كنند . غايت جهد و پيشروى آنان تعرض به كشتيهاى كوچك و قايقهاى عربهاست ، و چنين شايع است پرتغاليها ضمن همين تعرضات و جنگ و گريزهاى پياپى در حدود چهل هزار ليور اموال تازيان را غارت كردهاند . سپس به بندر كنگ « 1 » رو نهادند ، و در حوالى آن بر اثر حمله بردن به پرتغاليها و كشتيهاى اعراب با ايرانيان به زد و خورد پرداختند ، و در جريان اين ستيز و آويز نيمهدايايى را كه هر سال بابت نصف حقوق گمركى اين بندر از آن ايران مىشود تاراج كردند . آنگاه به بحرين يكى از جزاير بزرگ و معروف خليج فارس كه مرواريدهاى آن در سراسر آفاق شهرت تمام دارد ، و
هامش
( 1 ) - كنگ) Congue (نام بندرى است واقع در جانب مغرب بندر عباس .