تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
راست انگاشتن آن‌جا و مجال شك و ترديد نبود ، و چنين مىنمود نادرست دانستن آن اشتباه محض و خطاى عظيم است ؛ ولى چون به كنه احوال و افكارش وقوف تمام داشتم صلاح خويش در آن يافتم كه به معارضه برخيزم . از اين‌رو من هم چون او در قيافه و چهره‌اى متصنعانه در حضور همه حاضران در جوابش گفتم از اين كه به خاطر من كه يك بازرگان خارجى هستم خود را در معرض خطاب و عتاب شاهنشاه قرار داده‌ايد بسيار سپاسگزارم و الطاف كريمانهء شما آن دل و جرأت به من مىدهد كه بيش از پيش صادقانه ، بىهيچ رودربايستى و بدون تكلف آنچه را در ضميرم مىگذرد بيان كنم . آنچه شما دربارهء من بر زبان آورده‌ايد حقيقت محض است ؛ از روى ديگر نيز همانند ديگران مراتب نصفت و عدالت شاهنشاه را به درستى مىشناسم و مىدانم معظم له هرگز روا نمىدارند بلاها و مصيبتها و خطراتى را كه طى اين سفر دور و دراز هفت ماه تحمل كرده‌ام ، و هزينه‌هاى اين سفر طاقت‌سوز و جان‌فرسا را بىپاداش بگذارند . به هر روى هرچه پيش آيد نمىتوانم ارزان‌تر از آنچه قيمت نهاده‌ام بفروشم ، و بر اين نكته نيز آگاهم و اجازه فرماييد بگويم اگر شما به عرض مىرسانديد كه نفايس ارزان‌تر از آنچه بايد ارزيابى شده - و درست هم همين است - بىگمان شاهنشاه آن را مىخريدند . ناظر به شنيدن اين سخنان برآشفت و به صداى بلند گفت : چه‌طور مىتوانستم اين كار را بكنم ، توقع دارى براى رضا و خشنودى خاطر تو به شاهنشاه دروغ بگويم و به نان و نمكش خيانت كنم ، مگر من يك سر بيشتر دارم ؛ اگر به ارزان بودن جواهرات تأكيد مىكردم و ايشان آنها را مىخريدند و پس از مدتى آگاه مىشدند در اين معامله مغبون شده‌اند و فريب خورده‌اند سرم را جدا مىكردند . بارى ، مدت دو ساعت با اين وزير سخن گفتم و همه بيهوده و بىنتيجه بود ، و در شگفت ماندم چگونه ممكنست كسى كه متعهد چندين وظيفهء سنگين مىباشد رضا مىدهد كه شخصيّت خود را به گفتن چنين اباطيل و بيهوده‌گوييها بشكند . اما در مشرق‌زمين رويارو شدن با اين چيزها شگفت‌انگيز نيست ، گويى گل درباريان با مكر و تزوير و خدعه و فريب عجين شده ، و دربار صحنهء نمايش غدر و حيله است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 601 | ژان شاردن / اقبال يغمايى