از آن همه ، جز زيان و حسرت چيزى نيست نتوانستم بر خود مسلّط شوم .
مقارن اين احوال زرگرباشى ، يعنى رئيس زرگرها سينى زرّينى را كه در آن جواهرات مورد پسند شاه چيده شده بود پيش كشيد ، و قيمتگذارى را از قطعات كوچك آغاز كرد . او به صداى آهسته قيمت هر گوهر را يكى پس از ديگرى از من پرسيد ، آنگاه براى ارزيابى به جواهرفروشان ديگر داد . نخست به جوهريان مسلمان ، از آن پس به جواهرفروشان ارمنى و در آخر به گوهريان هندى . جواهرفروشان ايرانى هنگامى كه براى قيمت نهادن جواهرات گرد هم فراهم مىآيند هرگز قيمت آنها را بر زبان نمىآورند . بلكه با انگشتانشان كه زير گوشهء دامن قبا يا زير دستمالشان نهان مىكنند ، و حركت آنها به چشم مىآيد ، قيمت جواهر را معلوم مىكنند ، به اين ترتيب كه مشت بسته نشان هزار ، يك انگشت بازنشانگر صد ، انگشت نيمهباز بيانگر پنجاه ، است . در ايران طبقه يكان را با سرانگشتان ، طبقهء دهگان را با خم كردن انگشت نشان مىدهند ، و اگر بخواهند چند هزار يا چند صد را ارائه دهند حركات معهود را بهقدر لازم تكرار مىكنند . فايدهء اينگونه قيمتگذارى اينست كه هم دقيق است ، هم اين كه ديگر حاضران نمىشنوند و در نمىيابند . اين روش در سراسر مشرق زمين و بتخصيص در هند رواج كلّى دارد .
يك ساعت بعد از ظهر ناهار خورديم . غذا مطبوع و فراوان بود . پس از آن كه جواهرهاى مورد نظر قيمتگذارى ، و صورت آن تنظيم و ثبت شد ناظر همهء گوهريان را مرخص كرد . آنگاه مرا كنار خود نشاند و گفت : ميان قيمتگذارى تو و آنچه گوهريان تقويم كردهاند اختلاف زياد است ، و اگر دستكم نصف بهايى را كه روى هريك آنها نهادهاى كم نكنى معامله سر نمىگيرد . بايد توجّه كنيد كه در زمان حاضر بهاى جواهر كاسته شده شاه نيز به خريدن و داشتن جواهر شوق و رغبت زياد ندارد . افزون بر اين خزانهء دربار آباد نيست ، حتّى دشوار است صد دينار صرف تجمّل و زوائد شود . دورهء پادشاهى شاه عباس فقيد سپرى شده ، و اگر توصيه و التماس من نبود شاه به اين نفايس نگاه هم نمىكرد . بنابراين در چنين احوال نبايد منتظر بمانيد كه در معاملات خود سود گزافى نصيبتان شود و من در شگفتم كه چگونه جرأت كردهايد روى نفايس خود چنين بهاى سنگينى بگذاريد ، و اگر تقويم گوهرفروشان ارامنه كه غالبا به اروپا سفر مىكنند و باز
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 595
مساهمون: ژان شاردن
ص٥٩٥