تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
نمايش بخريد ضرر ندارد . اين را نيز بگويم زمانى كه من در كشور چين بودم هر پيكول
) Picole (
هلندى ابريشم كه معادل صد و بيست و پنج ليور است دويست پياستر ارزش داشت ؛ بدين شرح كه نوع درجهء اول هر ليورى چهار ليور و پانزده سو ، درجهء دوم چهار ليور و پنج سو ، و درجهء سوم هر ليورى سه ليور و ده سو ، و بدين قرار ابريشم جور نانكن را مىتوان هر ليورى چهار ليور خريد و در ژاپن هر ليورى به هفت فرانك فروخت . بايد توجه داشته باشيد كه پارچه‌هاى ابريشمى و ابريشم مخصوص گلدوزى را غالبا به وزن مىفروشند ، و حمل آن به ژاپن معمولا شصت درصد حتى هشتاد درصد سود دارد . پارچه‌هاى ساده چهار ليور و ده سو تا پنج ليور ، و قطعات كامل آن ميان هفت تا هشت ليور قيمت دارد و ابريشم دولا از دوازده تا پانزده ليور مىارزد . بارى ، در تمام اين‌گونه معاملات بايد دربارهء كميّت و كيفيّت اجناس مورد نظر ، توجه و دقت بسيار به كار بريد ، مخصوصا چون معاملهء نخست ، بيانگر هوشيارى و دقت‌نظر عاملان كمپانى و گوياى استعداد و آمادگى و خبرگى ايشان در كار بازرگانى با چينييان مىباشد شايسته است تا حدّ امكان مراقبت لازم به عمل آوريد . مأموريت بازرگانى و خريد و فروخت كالاهاى شما بايد بسيار سريع انجام پذيرد ، و دمى وقت بيهوده به هدر نرود ؛ و همين كه كارتان پايان يافت وسيلهء مهردار سلطنتى از امپراتور اجازهء مرخصى بگيريد ، و بدون تلف كردن وقت حركت كنيد . البته بايد هم از او با فروتنى تمام بخواهيد كه مراتب سپاسگزارى و امتنان شما را حضور امپراتور عرضه بدارد ، و به معظم له اطمينان دهد كه عمّال شركت سال بعد ، و سالهاى بعد نيز همچنان با پول و جنس زياد برمىگردند ، و اميد بسيار دارند كه همواره از حمايت و عنايت امپراتور برخوردار باشند . در خاتمه لازم است گزارش مشاهدات و واقعات روزانهء مسافرت دريايى و زمينى خود را و گرچه بعض آنها در نظر بىاهميت و ناقابل جلوه كند دقيقا بنويسيد ؛ مخصوصا وقايع مهم را مشروح‌تر ثبت كنيد تا مورد مطالعه و استفاده قرار بگيرد . يادتان باشد دو يا سه تن از جوانان مستعد و تيزهوش همراه خود را كه حافظهء قوى دارند در پكن باقى بگذاريد تا زبان چينى بياموزند . براى اين كار بايد قبلا موافقت مهردار سلطنتى را جلب كنيد . موفقيت در اين امر بستگى به كاردانى و كفايت و لياقت شما دارد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 577 | ژان شاردن / اقبال يغمايى