تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
پيش از اين هم به مناسبتى ياد كردم كه ارمنيها به آداب و رسوم و سنن كهن خود كاملا وفادار و پاىبندند . اين نكته تعجب‌آور ، و بهتر بگويم معجزه‌آساست كه توده‌اى متجاوز از يازده قرن در نهايت جهل و فقر زير تسلط و فشار مسلمانان به مثابه بردگان زندگى كند ، شكنجه‌ها و ستمها تحمّل نمايد و همچنان به اصول مذهبى و آداب و رسوم دينى خود وفادار ، و در حراست آن ثابت قدم باشد . همچنين با وجود تبليغات دويست ساله گروههاى منسوب به كليساى رم و رفت و آمدهاى دائمى هيأتهاى مذهبى كاتوليك به آنان كمترين اعتنا نكنند ، و همچنان به آيين قديمى خود ارتدكس باقى بمانند . دربار رم به منظور جلب توجه ارامنه به كاتوليك ، حيله‌ها و ترفندها به كار برده و خرجها كرده‌اند ، اما اين همه بىاثر و بىفايده مانده است . حتّى اگر عدّهء معدودى بر اثر اقامت در اروپا به كاتوليك گرويده‌اند پس از مراجعت به ارمنستان به كليساى رم پشت كرده و به آيين قبلى خود رو آورده‌اند ؛ و به پاپ لئون كه به اعتقاد آنان مايهء دوگانگى و انشعاب جامعهء مسيحيت شد ، ناسزا مىگويند و نفرين مىكنند ، و به اعتقادات و باورهاى كليساى كاتوليك كه پيشوايان و رهبران آنها ميان كليساى مغرب زمين و مشرق زمين جدايى افگنده‌اند به نظر بيزارى و نفرت مىنگرند . عمده چيزى كه رهبران كليساى رم پذيرفتن و رعايت كردن آن را از راهبان ارمنى مىخواهند و آنان را به قبول آن قسم مىدهند افزودن آب در شراب به هنگام اجراى مراسم دينى است تا بدين گونه از جامعهء مسيحيت وطن خود ببرند و به كليساى كاتوليك بپيوندند . اما محال و ناشدنى است كه يك راهب ارمنى به اعتقاد صافى و رضاى باطن به هنگام اجراى مراسم مذهبى آب در جام شراب بريزد . واقعيّت و حقيقت اينست كه ارامنه و همهء مسيحيان مشرق زمين بر اثر آموزش و پرورش و تربيت ساده و صادقانه به مذهب مسيح گرويده‌اند ، و اگر از آنان پرسيده شود چرا مسيحى شده‌اند هيچ كدام نمىتواند جواب درست و رسا بدهد . مسيحيان مشرق زمين از گاه كودكى كلمهء كريستوس (
christous
) نام حضرت مسيح را بر زبان مىآورند ، رسم علامت صليب ، و آداب روزه گرفتن را ياد مىگيرند . در تمامت مدت عمر ، اين فرايض را به جا مىآورند . روزهاى روزه‌دارى مسيحيان ارمنستان زياد و دراز و طاقت‌فرساست . آنان در ايّام روزه‌دارى بايد از خوردن گوشت ، ماهى ، تخم مرغ ، كره ، شير و پنير پرهيز و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 414 | ژان شاردن / اقبال يغمايى