تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
و از همان‌جا كسى را براى كسب خبر به شيكاريس فرستادم ، فقط با خبر شدم كه شما به تفليس برگشته‌ايد و رفيقتان به مينگرلى رفته است . يكى دو روز بعد ژوستن راهب به شيكاريس رسيد . محل سكونتم را پيدا كرد ، و به سراغم آمد . از آن مقدار پولى كه برايم فرستاده بوديد بيست و پنج اكويى را كه آن مرد صاحب شخصيّت براى آزادى من پرداخته بود به او پس دادم و به شيكاريس آمدم . بعد از دو روز رفيق شما با طلا و جواهراتى كه در مينگرلى به امانت سپرده بوديد پيش من آمد . وى شرح داد براى اين‌كه به دام راهزنان نيفتد چگونه كوتاتيس را پشت سر نهاده است . وى گفت از فاصلهء شش فرسنگى اين شهر با قايقى از رودخانه گذشته ؛ قايقران به او گفته آن مرد خيانت پيشهء ، بدگهر كه براى ما آن‌قدر دام گسترده به قايقران دو اكو وعده داده كه مسير قايق را به او خبر بدهد ، و نيز چهار ينىچرى زير فرمان داشته تا هرجا و هر زمان رفيق شما را بيابند دستگير كنند . زيرا فرماندار آنچه را اين مرد رذل خيانتگر به او وعده داده است طلب مىكند ، اما به لطف و حمايت خداى بزرگ چنانچه مىبينيد همه از آن دامها جسته‌ايم و تندرست و كامروا به هم رسيده‌ايم . يقين دارم فرماندار نظامى به سخت‌ترين صورت كيفر كارهاى زشت او را خواهد داد . بسيار دير شده بود ، با وجود اين من و رفيقم به شام خوردن ننشستيم مگر پس از اين‌كه از پايان خوش كارهايمان كه پس از تحمّل آن همه رنج و زحمت و دغدغه و تشويش نصيبمان شده بود به شادمانى و مسرّت ياد كرديم ، و از رحمت و عنايت ذات پروردگار كه ما را در كليهء تنگناها و مصيبتها به كرم عميم خود رهايى بخشيده بود شكرگزارى كرديم . زمانى كه گرفتار بليّات طاقت‌سوز و توانفرسا بوديم هرگز اميد نداشتيم كه در انجام ، كارمان به كام باشد . آرى به لطف يزدان پاك در خاتمه اين سفر پر مشقّت و مصيبت‌بار دريافتيم كه بيش از يكصدم آنچه داشته‌ايم از دست نداده‌ايم و سلامت به تفليس رسيده‌ايم . گرجستان ، كشورى كه تابع ايران است در زمان حاضر از طرف خاور به سرزمين چركسها و مسكوى ، از سوى مغرب به ارمنستان صغير ، از جانب شمال به درياى سياه و آن قسمت از كشور مينگرلى كه ايميرت ناميده مىشود ، و از سمت جنوب به ارمنستان كبير محدود است . به عقيدهء من اين همان كشورى است كه در زمانهاى بسيار دور ايبرى (
iberie
) ناميده مىشده است . گرجستان در زمانهاى گذشته از تبريز (
tauris
) و ارزروم تا تانائيس (
tanais
) امتداد داشته و به آلبانى (
albanie
) موسوم
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 326 | ژان شاردن / اقبال يغمايى