فصل پانزدهم در مراسم توبه
كلشيديها براى برگزارى توبت و انابت مراسم مخصوصى دارند به نام گاندوبا (
gandoba
) ؛ گناه را زگژيا ، (
zoggia
) و پشيمانى از گناه را زدوا (
zodua
) و انكسار قلب را سينانولى (
sinanuli
) مىگويند . همه اين اصطلاحات و مفاهيم را مىدانند ، اما قبول ندارند و اعتراف نمىكنند . نه افراد روحانى و نه غير روحانى ، و نه آنان كه پايشان لب گور است ، به اين مسأله اهميت نمىدهند ، و اگر اتفاقا ميان اين همه مردم كسى بخواهد به گناهان خود اعتراف نمايد ، بايد دولتمند و دارا باشد ، زيرا هيچ يك از روحانيان حاضر نيست بدون گرفتن حق الزّحمهء زياد به اعترافات كسى گوش بدهد . روزى يكى از بزرگان و دولتمندان كلشيد به نام پاتازالوشيا (
patazoluchia
) براى اعتراف به گناهان خود نزد اسقف اعظم رفت ، و پس از خاتمهء كار پنجاه اكو به وى داد . وقتى بار دگر تصميم كرد به همين منظور پيش اسقف برود ، جاثليق به وى اجازهء حضور نداد و به وى پيغام فرستاد كه چون بار اول پول كم داده است از پذيرفتنش معذور است .
همچنين حكايت مىكنند يكى از اعيان كلشيد پس از اينكه در حضور كشيش به گناهان خود اعتراف كرد يك اسب و چند چيز ديگر به وى تقديم كرد .
اتفاقا وقتى با آن هدايا به خانهاش برمىگشت به پسر آن اعيان رسيد و از عطاياى پدرش اظهار تشكر كرد . پسر در جواب كشيش گفت : چگونه پدرم در برابر اعتراف به آن گناهان بزرگ چنين هداياى كمى به شما داده است ، من از تغافل پدرم شرمندهام و قول مىدهم غفلت وى را جبران كنم و چيزهاى خوب ديگرى براى شما بفرستم . پسر شخصيّت مذكور بر اين باور بود كه هر چه گناه بزرگتر باشد ،