تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
روزى از يكى از اين پاپاسهاى قدسى مآب پرسيدم : آيا پس از قرائت اين دعاها واقعا نان و شراب به جسم و خون حضرت مسيح مبدّل مىشود ؟ او در حالى كه مىخنديد و مىپنداشت كه با او شوخى مىكنم ، جواب داد : چه كسى مىتواند حضرت مسيح را در نان بگذارد ؟ و اين تصوّر و تجسّم چگونه به حقيقت مىپيوندد ؟ چطور ممكن است حضرت مسيح در يك قطعه نان كوچك منتقل و جايگزين شود ؛ چرا آسمان را رها كند و به زمين فرود آيد ؟ هيچ گاه كسى چنين چيزى نديده است . پرسيدم اگر اتفاقا كشيش هنگام به جا آوردن مراسم ، قسمتى از دعاها را فراموش كند آيا مراسم درست و مقبول خواهد بود ؟ جواب داد : براى چه نه ؟ اما كشيشى كه كلمات دعا را فراموش كرده البته گناهكار است . دربارهء موضوع نيّت پاپاسها كاملا بىخبر و نادانند . آنها مراسم را چنان كه عادتشان است بدون قصد و تفكر انجام مىدهند بنابراين تشخيص درست يا نادرست بودن مراسم تقديس ايشان را به عهدهء مقامات عالى روحانى واگذار مىكنم . اما دربارهء نازيلى يا نان مقدسى كه به بيماران مىدهند ، مينگرليها نيز مانند يونانيان عمل مىكنند يعنى هر سال تنها يك بار ، روز پنج شنبهء مقدس ، به ياد آخرين غذاى حضرت مسيح نان را تقديس مىكنند . اما كلشيديان به جاى اين‌كه مثل يونانيان نان مقدس مخصوص بيماران را در ظرفى زيبا از زر يا سيم ، يا ديگر ظرفى تميز و قشنگ بگذارند ، آن را در كيسه‌اى از كرباس يا پوست كه معمولا چرب و كثيف است جا مىدهند ، آن را به كمرشان مىبندند ، و به هر جا مىروند مىبرند ، و فكر نمىكنند كه اين گوشت مقدس است ؛ و چون پاپاسها غالبا بر اثر ميخوارى مست و بىخويشتنند در حالى كه كيسهء گوشت تقديس به كمرشان بسته است روى زمين مىغلتند و وقتى براى خوابيدن لباس خود را بيرون مىآورند كيسهء گوشت مقدس را با لباسشان زير بالش مىگذارند و مىخوابند ، يا جاى ديگر پرتاب مىكنند . اگر بيمارى از آنان نان مقدس طلبيد كم اتفاق مىافتد از جا بجنبند و خود نان مقدس را به مريض بدهند ؛ بلكه از غايت مستى و آسانگيرى آن را به كسى كه بيمار وى را در طلب نان مقدس فرستاده مىدهند ، خواه آن كس مرد ، يا زن ، يا بچّه باشد . و چون اين نازيلى يا توشهء راه كه مىفرستد ممكنست كمى سفت و سخت باشد ، نزديكان يا پرستاران بيمار براى اين‌كه خوردن نان مقدس آسان گردد آن را روى يك سنگ خرد مىكنند ؛ بىآن كه مواظب باشند خرده‌هايش روى زمين نريزد ، يا به دست نچسبد . آن‌گاه قطعات