جعبههاى زرين يا سيمين نگهدارى مىشود . پيراهن منسوب به حضرت مريم در يك جعبهء زيبا كه از چوب آبنوس ساخته شده ، و گلهاى سيمين دارد نگهدارى مىشود . در اين جعبه قاب كوچكى است كه در آن چند تار ريش حضرت عيسى ، و يك قطعه از رشته طنابى كه با آن حضرت مسيح را تازيانه زدهاند جا دارد . اين صندوقچهء بىمانند را پادشاه مهر كرده است . هنگامى كه مأموران حفاظت اين آثار متبرك ، آنها را براى نشان دادن ما آوردند بدون دقت و توجه روى فرش ريختند . ما چنان كه در خور و شايسته بود با تجليل و تكريم فراوان آنها را زيارت كرديم . اما مينگرليها چون از اين آثار متبرك زياد در اختيار دارند به آنها به ديدهء بىاعتنايى مىنگرند ، و به اندك زر و سيمى كه در ساختن محفظههاى آثار متبرك به كار رفته بيش از خود آنها ارزش مىنهند .
در كلشيد كتابهاى مذهبى به حدّ وفور يافته مىشود . اين كتابها به خطّ درشت ، در صفحههاى بزرگ ، و در مجلّدات پر ورق به زبان گرجى نوشته شده است . رسم بر اين جارى است كه هر يك از اسقفها موظف است در طول عمر خود از هر كتابى كه از آن اوست يك بار رونويسى كند .
كلودرتا (
claude rota
) شخصيت مذهبى ژكوبن (
jacobin
) در كتاب داستانى خود كه دربارهء معراج حضرت مريم نوشته آورده است كه داماسن كبير (
lagrande damascene
) و سن ژرمن (
sain jermain
) ، اسقف قسطنطنيه روايت كردهاند كه ملكه پولسترى (
pulsterie
) در زمان امپراتورى ماكسيمن (
maximin
) به ياد و افتخار حضرت مريم در محلهء بالتم (
balteme
) كليسايى ساخت . در اين كوى امپراتور خطاب به ژوونال (
juvenal
) اسقف اورشليم و ديگر بزرگان روحانى فلسطين كه در جلسهء مذهبى كالسدوان (
calcdoine
) در قسطنطنيه حضور داشتند ، گفت : شنيدهايم كه جسد پاك حضرت مريم در آبادى ژتسمانه (
gethsemane
) به خاك سپرده شده و من بر اين نيتم كه اين جسد مقدس را با احترام و تشريفات كامل به پايتخت خود منتقل كنم تا در آنجا هر چه بهتر و نيكوتر حفاظت شود .
ژوونال در جواب امپراتور گفت از كتاب مقدس چنين برمىآيد كه جسد مقدس حضرت مريم به عالم بالا عروج كرده ، و در گور آن حضرت جز جامه و كفنش چيزى به جا نمانده است . سپس اين اسقف اعظم آنچه را كه در مقبرهء حضرت مريم