تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

فصل دهم آثار متبرك مقدّسان

سرزمين مينگرلى داراى آثار متبرّك زياد است كه در مقام اول از زمانى كه مسيحيّت در مشرق زمين نفوذ يافته و در آن جا منتشر شده به آنان به ميراث رسيده ، از سوى ديگر چون شاهان آن‌جا عموما با امپراتور قسطنطنيه روابطى نيكو داشته‌اند ، و پيوسته با هم متّحد بوده‌اند آثار متبرك بسيارى از سوى آنان به كلشيد فرستاده شده ؛ ثانيا اسقفهاى بيزانس به منظور تشويق فرمانروايان مينگرلى به گسترش و حمايت از مسيحيّت همواره آثار متبرك ارزنده‌اى براى آنان مىفرستاده‌اند . سه ديگر اين‌كه وقتى عثمانيان بر قسطنطنيّه تسلّط يافتند گروهى بزرگ از روحانيان مسيحى كه فرمانروايى مسلمانان را تحمل كردن نمىتوانستند به مينگرلى و نواحى همجوار آن گريختند و آثار متبرك زيادى با خود بردند . نوشته‌اند از جملهء فراريان كشيش بزرگى بود كه يك قطعه از صليبى كه حضرت مسيح بدان مصلوب شده بود با خود آورده بود . اين قطعه صليب واقعى به بزرگى يك بدست ( كمى بزرگ‌تر از هشت شست پا ) بود . افزون بر اين يك پيراهن منسوب به حضرت مريم همراه آورده بود . پدران ما اين پيراهن متبرك را زيارت كرده‌اند . اين پيراهن از كتان زرد است ، و جا به جاى آن گلدوزى شده است . هشت وجب درازا و چهار وجب پهنا دارد . آستينهايش كوتاه و يقه‌اش تنگ است . من نيز آن را كه در كليساى كوپيس (
copis
) نگهدارى مىشود ، ديده‌ام . همچنين در آن‌جا دستى ديده‌ام كه گوشتهاى آن خشك شده بود . اين دست در جعبه‌اى زرين و جواهرنشان حفاظت مىشود ، و مىگويند دست سنت مارين (
sainte marine
) است ؛ و نيز دست ديگرى از آن سن كيريس (
saint quiris
) ، و چندين استخوان كه در
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 172 | ژان شاردن / اقبال يغمايى