براى خواندن دعا حضور مىيابند ؛ اما هرگز بدون پاى افزار در جايى ظاهر نمىشوند ، و به دستور حوارى افس (
ephes
) كفش مخصوصى به نام شياپولها (
chiapola
) يا صندل به پا مىكنند ، و اگر هيچ يك اينها نباشد از كفشهاى كهنهاى كه در كليسا براى چنين افراد در چنين تنگناها نگهدارى مىشود استفاده مىكنند ، و در صورت فقدان همه اينها يك قطعه تخته جلو محراب مىگذارند ، روى آن مىايستند نماز و دعا مىخوانند .
پاپاسها افزون بر اينها به رسم و شيوهء معمول در كليساهاى يونان ساغرى دارند به نام بارزمى (
barzemi
) با قاشق مخصوصش موسوم به لاگارى (
lagarie
) ، و سرپوش مقدس به نام پزوئن (
peseuin
) ابزار ستارهاى كامارا (
camara
) ، پرده مخصوص مراسم را داپارنا (
daparna
) ، سفره را برشلى ، و كتاب دعا را ساكاربى (
saccarebi
) مىنامند .
بنا به رسم ساغر و قاشق مخصوص به آن ، و سرپوش و ابزار ستاره همه بايد از نقره يا دست كم از مس يا قلع باشد . اما چون پاپاسهاى كلشيدى همه نادار و فقيرند همهء اين وسايل از چوب ساخته شده و جملگى كثيف و بدنما هستند .
اگر فردى غير روحانى براى خواندن دعا و سرود مقدس به پاپاسى رجوع كند ، وى به زيرزمين خود كه ماران نام دارد مىرود و سرود و دعا را از بر مىخواند ، از اينرو به كتاب احتياج ندارد . اما مراسم مذهبى نان و شراب چنين اجرا مىشود : پاپاس گيلاسى به جاى ساغر آماده مىكند ، يك بشقاب كه غالبا چرب و كثيف است جاى سرپوش به كار مىگيرد ، و با شتاب تمام با خاكستر داغ نان فطير كوچكى مىپزد .
شراب هميشه در زيرزمين حاضر است ، بنابراين در اين مورد هيچ نگرانى ندارد .
به جاى محراب از چند قطعه تختهء كثيف پوشيده از گل و خاك استفاده مىكند . روى آن مىايستد و به خواندن دعا و سرود مقدّس مىپردازد . به جاى بالاپوش مذهبى بايد قبل از شروع مراسم پيرهن يا چيزى كه شبيه بالاپوش باشد از كسى به امانت بگيرد .
البته نبايد از نبودن سفرهء مقدّس و وسائل تنظيف نگران باشد زيرا از دستهايش جاى آنها استفاده مىكند . وقتى نوبت خواندن انجيل فرا رسد ، او كتاب كوچكى را كه به زبان گرجى نوشته شده و از كثرت مطالعه شيرازهاش گسسته ، اوراقش جا به جا ، نوشتههايش محو ، و بعضى برگهايش گم شده از جيب بيرون مىآورد ، و بىاعتنا به اين نقائص ، چندين بار كتاب را از اول به آخر و به عكس ورق مىزند ، و آنگاه با كمال