باقى مانده بود به قسطنطنيه فرستاد تا در كليسايى كه از آن ياد كردهايم نگهدارند و به حفاظتش بكوشند .
روحانيان مينگرلى بر اين اعتقادند كه قطعهاى از صليب حضرت مسيح و چند تار از ريش آن حضرت ، همچنين پارهاى از طنابى كه با آن بدنش را رنجه كردهاند ، و نيز بعضى از قطعات پارچههايى كه حضرت مريم طفلش را هنگام تولد به آنها پيچيده در كليساى بديلها وجود دارد و حفاظت مىشود .
افسوس كه كلشيديان قدر و ارزش اين همه آثار متبرك را نمىشناسند ، به آنها به نظر بىاعتنايى مىنگرند ، و احترام نمىنهند . فقط از تصاوير مقدسى كه به تارها و گلهاى زرين و سيمين آراسته شدهاند مىهراسند ، با وجود اين اگر فرصت يابند زيورهاى آنها را مىدزدند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: ژان شاردن
ص١٧٤