ابخازها و ديگر قبايل مجاور آنهاست . بديهى است تصاوير مقدس ديگرى نيز هست اما اهميت و اعتبار اين تصاوير از همهء آنها بيشتر است . اين نيز گفتنى است كه هر كشيش با سرسختى و تأكيد تمام تصاوير مقدس حوزهء نفوذ خود را مىستايد ، مثلا مىگويد تصاوير مقدس من شجاع و دليرند ، و از جنس ممتاز ساخته شدهاند ، و بر تصاوير ديگر برترى دارند . پاپاسهاى كلشيدى هنگام جمع كردن صدقات و نذورات تصاوير مقدس را مىآورند ، ميان مردم مىگردانند ، و اگر پاپاسى در يك محل موفق به گرفتن صدقه زياد شد ، پاپاسهاى ديگر نيز براى بهرهگيرى تصاوير مقدس خود را به آن جا مىبرند .
روزى يكى از بزرگان به نام رامازا (
ramaza
) در ايامى كه خوردن گوشت از نظر مذهبى ممنوع بود بيمار شد . پزشكان به وى توصيه كردند كه براى رفع مرض و بهبود يافتن سريع بايد گوشت بخورد تا قوايش افزوده شود . بيمار ناچار توصيهء پزشكان را پذيرفت . اما يك روز پس از خوردن گوشت در وقتى كه مىخواست دگربار خوراك گوشت بخورد ، پاپاسى با تصويرى از يك مقام عالى روحانى بر او وارد شد . اين تصوير را براى شفاى عاجل وى آورده بود . بيمار بىدرنگ ظرفى را كه گوشت در آن بود زير سرپوشى پنهان كرد تا تصوير گوشت خوردن وى را نبيند . آنگاه پاپاس را به گرمى و حرمت زياد پذيرفت ؛ به نشان تعظيم علامت صليب نشان داد ؛ از تصوير تجليل بسيار كرد ، و پس از سپاسگزارى از لطف و كرامت آن شخصيّت روحانى ، او را بازگرداند . آنگاه از نو به خوردن گوشت آغاز كرد . اين نيز گفتنى است كه آيين تعظيم و تجليل به تصاوير مقدس ، همچنين منع خوردن گوشت در روزهاى معيّن همگى از كليساى ارتدكس يونان به مجامع مذهبى كلشيد راه يافته است .
در نقوش و تصاويرى كه آخرين خوراك حضرت مسيح در آن نمايانده شده تصوير ماهى ديده مىشود نه نقش بره ؛ و استنباط برخى از ديدن اين تصاوير چنين است كه حضرت مسيح در تمامت مدت عمر خود هرگز گوشت نخورده است .
يكى از كشيشان مينگرلى بر اين باور بود كه بسيارى مىدانند كه فقط در وقت كاربا يعنى هنگام مژده آوردن جبريل به عذراى مقدس بايد ماهى مصرف كرد .
چون در آخرين سال عشاء سرى چنان روى نمود كه پيغام جبريل به مريم عذرا با شنبه مقدس مقترن بود ، از روى ديگر چون حضرت مسيح با حواريون بر سر سفره نشسته بود زمانى دراز به تشويق و ترغيب كردن ايشان پرداخت ، و اين كار چندان مدت