تصاوير مقدّس حاجتهاى خود را عرضه مىدارند . اولين و مهمترين حاجات آنان اين است كه به كشتن دشمنان خود و دزدانى كه مالشان را ربودهاند موفّق شوند . در اختلافات و مرافعاتى كه ميان آنان پديد مىآيد سوگند به صور مقدّس مؤثّرترين و كاملترين عامل تراضى است . بيم و وحشت بعضى از مردم در قسم خوردن به تصاوير مقدس آنقدر زياد و عميق است كه حتى اگر يقين داشته باشند كه حق با آنهاست از سوگند خوردن به تصاوير مقدس پرهيز مىكنند . اما در حقيقت عدهء چنين كسان كم است ، و بسيارند مردمى كه در مقابل تصاوير مقدس به دروغ قسم مىخورند ، اما هم اينان از قسم خوردن به دروغ در برابر تصاويرى كه چهرهء عبوس و خشماگين دارند ، و ممكن است بلا و آسيبى به سوگند خورنده وارد شود به جدّ خوددارى مىورزند ، و به تصاويرى كه چهرهء خندان و روح ملايم و با گذشت دارند ، قسم به دروغ مىخورند .
بارى ، هيچ يك از عبادت گزاران به منظور خشنودى خاطر خدا يا كسب فيض معنوى و اميد به لطف حق ، احترامات معمول را به جا نمىآورد ؛ چه آخرت و شكنجههاى دردناك آن در نظرگاه بيشتر مردم ، جز ترس از كشته شدن ، بيمار و بسترى شدن . پايمال شدن دارايىشان به دست اشرافزادگان ، و فروخته شدنشان به نام برده به سوداگران ترك ، مفهوم ديگر ندارد .
وقتى مال كسى را بدزدند صاحب مال برابر تصويرى كه بيش از تصاوير ديگر مورد احترام اوست ظاهر مىشود ، و هديهاى كه معمولا عبارت است از دو قرص كوچك نان و يك شيشه شراب ، تقديم مىكند ، و به تعظيم و تجليل و ركوع و سجود مىپردازد . آنگاه پاپاس مسؤول نگهبانى تصوير هديه را دور سر آورنده مىگرداند ، سپس مرد ستمرسيده چنان كه با رفيق يا جفت خود سخن مىسرايد خطاب به تصوير مقدس مىگويد : تو ، خوب مىدانى كه اموالم را دزديدهاند ، و من نمىتوانم دزد را دستگير كنم . به پاداش تقديم اين تحف التماس مىكنم او را بكش ( شاكى در حال گفتن اين سخنان يك سر قطعه چوب كلفتى جلو تصوير روى زمين مىگذارد و بر سر ديگر آن با يك چكش يا چيز ديگر چندان مىكوبد كه همه چوب فرو رود ) و شكوه خود را چنين ادامه مىدهد : دزد را چنان كه من اين پاره چوب را ناپيدا كردم نابود فرما .
پس از پايان يافتن شكايت و دعا مرد ستمرسيده با پاپاس از كليسا خارج مىشود ، و آن دو با هم نان و شرابى را كه مرد به هديه آورده بود مىخورند و مىآشامند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: ژان شاردن
ص١٦٨