يكى ديگر از اختصاصات و امتيازاتشان اينست كه اگر نخستين همسرشان درگذشت مىتوانند جاى او همسر ديگر بگيرند ، و اگر دومى نيز به ديگر سراى شتافت براى بار سوّم ازدواج كنند . همچنين براى دفعهء چهارم ، پنجم ، و دفعات بعد . و چون اين كار مخالف نظامات و قوانين سن بازيل (
saint basile
) است با تقديم رشوهاى قابل اجازه مىگيرند .
اين تيرهروزان در جامعه احترام زياد ندارند ، زيرا نه تنها ناچارند كه مانند كشتگران زمينهاى خود را شخم بزنند و بكارند و بدروند بل كه مجبورند زمينهاى زراعى اربابان و بزرگان را نيز بكاوند و بكارند . همچنين هنگامى كه اربابانشان قصد سفر و سياحت دارند بايد مانند بردگان اثاثه و لوازم سفر آنها را روى دوش خود بگذارند و ببرند . اين همه ستم و بىحرمتى از آن بر ايشان مىرود كه جملگى نادان و شكمباره و ميخوارهاند ، و براى انباشتن شكم بىهنر خود طفيلوار ريزهخوار سفرهء بزرگانند . اين تيرهبختان چنان بىچيز و فقيرند كه جز يك پيرهن كرباس درشت و يك جامهء كوتاه پشمى خشن كه از فرط فرسودگى بدن آنان نمايان است ، تن پوشى ندارند .
پاىافزارشان نيز مانند لباسشان كهنه و پاره است ، و به هر روى جز اينكه ريششان بلند ، و موى سرشان به صورت تاج اصلاح شده از نظر ظاهر با ديگر مردمان فرق ندارند .
كشيش پيش نظر كلشيديان هنگامى معزّز و محترم است كه مشغول دعا خواندن است ، در اين هنگام حاضران از او ساندوبا يا خير و بركت طلب مىكنند .
كلشيديها هنگامى كه با پاپاسى بر سر سفره نشستهاند جام شراب را نخست به او تعارف مىكنند ، و هيچيك از حاضران پيش از آنكه پاپاسى خطاب به او بگويد آقا دربارهء من دعاى خير كنيد شراب نمىنوشد . كشيش در جواب مىگويد : خدا به شما خير و بركت بدهد .
مينگرليها در وقت بيمارى و ناسازى به پاپاسها حرمت بسيار مىنهند . زيرا در چنان حال آنچه را كشيش بگويد باور مىدارند . وى را به بالين خود مىخوانند و چون حاضر آمد از او سبب بيمارى خويش را مىپرسند و خواهش مىكنند در كتاب خود بنگرد و بگويد كه آيا مريض بهبود مىيابد يا مىميرد . كشيش چند بار كتابش را ورق مىزند و پس از چند لحظه تأمل و تفكر مىگويد فلان تصوير نسبت به تو خشمگين و متغيّر شده و براى فرونشاندن خشم و ترضيه خاطر او بايد يك گوساله يا يك گاو قربان كنى . همچنين به او يك فنجان نقره يا يك قطعه پارچه ابريشمين تقديم كنى ، و