تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
سنگينى به آنان بدهند . چگونگى پرورش كشيشان و راهبان محلى به گاه كودكى چنين است : در نوباوگى كلاه سياهى كه تا روى گوششان را مىپوشاند روى سر مىگذارند . چون در آينده كشيش خواهند شد راهنمايان ، آنان را از خوردن گوشت منع مىكنند . البته اين نوباوگان كه پا در اين مرحله نهاده‌اند هنوز ذهن و فكرشان آن‌قدر رشد نكرده كه معانى و علل اين آموزشها را درك كنند . پس از فراگرفتن تعليمات مقدماتى آنها را به كشيشانى كه علوم بالاترى به طلاب جوان مىآموزند تحويل مىدهند . گفتنى است طالب علمان جوانى كه زير نظر رهبانهاى يونانى تربيت مىشوند و مدارج آموزش و پرورش را مىبينند بهتر و كامل‌تر بار مىآيند . اما راهبه‌هاى كلشيد چند گروه‌اند . دسته‌اى از آنان با اين‌كه باليده‌اند و شوهر كردن مىتوانند ، همسر نمىپذيرند . گروه ديگر بردگانى هستند كه پس از مرگ مخدوم خود با زن بيوهء وى در سلك راهبه‌ها درآمده‌اند . دستهء ديگر بيوه‌زنانى هستند كه پس از فقدان شوهرشان حاضر به قبول همسر تازه نيستند . گروه ديگر زنانى هستند كه در تازه جوانى شوهر كرده و ساليان دراز كام دل گرفته‌اند ، و آن‌گاه كه گوهر جوانى از كفشان رفته راهبه شده‌اند . دسته ديگر آن زنانند كه شوهرشان آنان را رها كرده و از شدت افسردگى و پراگنده دلى به جهان راهبگى رو آورده‌اند . مانند تامار (
tamar
) شاهزاده خانم زيبا و فريبايى كه شوهرش پادشاه ايميرت در آرزوى اين كه با دختر تهمورث‌خان ازدواج كند ، وى را طلاق داد . سرانجام زنان و دخترانى كه بر اثر فشار بىچيزى و بينوايى به راهبگى پناه مىآورند . اينان جامهء سياه مىپوشند ، و سر خود را نيز با روسرى مىپوشانند ، و در طلب صدقه به كليساها آمد و شد مىكنند . مردم نيز به خاطر پوشاك ساده‌اى كه به تن دارند با دادن اعانه به آنان يارى مىكنند . اين راهبه‌ها هرگز گوشت نمىخورند ، و در جايى ثابت و معين اقامت نمىكنند ؛ بل كه به هر جا كه دلخواهشان باشد مىروند . همچنين ناچار نيستند كه باقيماندهء عمر خويش را به راهبگى بسپرند ، و هر زمان بخواهند آن را ترك مىگويند .