كلشيديها زمانى كه هرميسداس (
harmisdas
) پيشواى مذهب ، و ژوستن (
justin
) امپراتور بود به آيين مسيح گرويدند . و باكورى كه براى تعميد به قسطنطنيه رفته بود مورد تمجيد و تحسين امپراتور قرار گرفت و ژوستن وى را فرزند خود ناميد ، عنوان امپراتور آسيا را به وى داد ، و تاج و جامه سفيد مخصوص شهرياران به او اعطا كرد .
تاركانيوت (
tarcagnote
) در كتاب پنجم تاريخ خود آورده است كه كلشيديها و ارامنه در زمان پاپ اول و امپراتورى كنستانتين با هم و در يك زمان دين مسيح را پذيرفتند ، اما اين سخن قابل باور نيست ؛ چه ارامنه هنگامى كه اسقف اعظم گرگوار ستاره تابناك ارمنستان نورافشانى مىكرد كنستانتين امپراتور و تيرداد (
tiridate
) پادشاه بود ، به آيين مسيح گرويدند .
در تاريخ بارونيوس (
baronius
) آمده است كه : كلشيديها ساليان دراز با ايمان تمام به معتقدات مذهبى خويش پاىبند بودند ؛ امّا وقتى بر اثر تبليغات سن سيريل (
saint cirille
) و برادرش متوديوس (
methodius
) كه از سوى ميشل به كلشيد فرستاده شده بود به معتقدات مذهبى يونانيان آشنا گشتند از راه راست منحرف شدند ، و به ورطهء ضلالت درافتادند . با اين همه به دين مسيح همچنان مؤمن و وفادار ماندند ، و با اينكه سرزمينشان از چهارسو در محاصرهء تركها ، ايرانيان ، تاتارها و يهوديان بود و قباد پادشاه ايران كه بر اين نيت بود به نيروى سپاه خود آنان را به تغيير دين ناچار كند ، و به آرزوى خود نرسيد ، و كلشيديها زير فرمان گرگين (
gurgene
) كه سردارى دلير و سخت متعصب بود چنان متهورانه جنگيد كه سپاه نيرومند ايران را به كمك امپراتور ژوستن شكست داد .
هتون (
haiton
) ارمنى كه در حدود سال 1282 مىزيسته آورده است كه كلشيديان مرگ را بر قبول اسلام ترجيح مىنهند . راموزيو (
ramuzio
) در كتابى كه در شرح دريانورديهايش نوشته در فصل بيست و يكم در تأييد اين قول چنين آورده است : كتايون ملكهء كاخت (
kachet
) مادر تهمورثخان اولين پادشاهى كه در اين سرزمين به آباء مسيحى خانه و مسكن داد و در ديانت مسيحى چندان متعصب و ثابت - قدم بود كه سرانجام جان بر سر عقيده و ايمان خويش نهاد . اين شاهزاده خانم از سوى پسرش مأمور شد به دربار شاه عباس پادشاه ايران برود ، و با او معاهدهء صلح ببندد . اين پادشاه وحشى وى را به زندان و چندان شكنجه كرد كه جان سپرد . آباء اگوستن (
augustins
) كه مقارن اين احوال در اصفهان مىزيستند شهادت افتخارآميز او را