قسطنطنيه نيز نامههايى به ژيناسل فرمانرواى روحانى ، و پادشاه گرجيها و ايميريها فرستاد ، و آنان را به سبب اينكه كليساى نامبرده را به فرانسويان واگذار كرده بودند مورد سرزنش و عتاب و خطاب قرار داد . همچنين هر دو را به بازستاندن كليسا از حوزهء روحانى روميان ، و پيروى از حوزهء روحانى خويش دعوت كرد ، و تهديد نمود كه در صورت عدم تمكين از اين دستور ، بىدرنگ ايشان را تكفير خواهد كرد . اما نه پادشاه به اين دستورها و تهديدها اعتنا كرد ، و نه ژيناسل اسقف اعظم ؛ و ارسال اين نامهها جز اينكه مايهء تحقير و بىاحترامى خود ايشان شد ، سودى در بر نداشت .
دايرهء نفوذ و حكومت روحانى اين اسقف اعظم در سرزمينهاى اوديس (
odisse
) ايميرت ، گرجستان ، ابخاز ، و سوان (
soane
) گسترده شد ، و كليساى مركزى او كه سن آندره يا سنت مارى (
sainte marie
) نام دارد در پيكسيوتا (
picciota
) نزديك ابخاز واقع است .
درآمد اينروحانى از نان و شراب ، مواد خواربار ، و هر چيز مخصوص مصارف زندگى تأمين مىشود . خانوادههاى پيرو وى كه عدّهشان زياد است ناچارند نيازمنديهاى او را هر چه و هر اندازه باشد در اختيارش بگذارند . كار اساسى و مهم اين اسقف اعظم گردش و سياحت در سراسر حوزهء روحانيت اوست . امّا منظور وى از اين گردشها و بازرسيها تبليغ و هدايت مردم ، و سركشى به كليساها و خدمت به خلق نيست ، بل كه هدف او و قريب دويست تن از پيروانش كه غالبا وى را در اين سفرها همراهى مىكنند ، و همه چون او آزمند ، گرسنه چشم و مال اندوزند اين است كه به اقسام نيرنگ و تزوير هر چيز خوب و ظاهر پسندى كه در دست مردم است بربايند . خون خلق را بمكند ، و به نام دين اغنام و احشامشان را بگيرند .
به همين سبب با اينكه سرزمين كلشيد استعداد آبادانى دارد سراسر ويران است ، و مردمانش در نهايت فقر و فاقه زندگى مىكنند . اين اسقف در تظاهر به پرهيزگارى و پارسايى به راستى بىمانند است . وى براى فريب دادن خلق نه تنها روزها بل كه غالبا شبها به وعظ و خطابه و ارشاد خلق مىپردازد . روزهاى پرهيز به منظور مردم فريبى از خوردن برخى خوردنيها مخصوصا نوشيدن شراب خوددارى مىورزد .
رسم بر اين است كه هر زمان كشيشى به مقام اسقفى ارتقاء و راه مىيابد براى جلب انظار عامه روش تازهاى در پيش مىگيرد ؛ مثلا بيشتر اوقات شبانروز خود را در كليسا به سر مىبرد . از نوشيدن شراب و خوردن بعضى خوردنيها مخصوصا در